مقامع الفضل ( م 1216 ) - كه آن نيمهء رياض موجود در اصفهان را ديده است - و ملا عبد النبى قزوينى ( م حوالى 1200 ) و سيد بحر العلوم ( م 1212 ) و شيخ ابو على حائرى ( م 1215 ) و امثال آنان ، رحمة الله عليهم ، به هيچ وجه سخنى و نقلى از آن اثر مجهول القدر ديده نمىشود . شايد باز مرحوم محدث بحرانى در كتاب فوائد رجاليه خود - كه در ذريعه 16 :
1576 ياد شده - مطلبى از آن كتاب عزيز آورده باشد .
به هر حال ، به اجمال مىدانيم كه هم كتابخانهء سيّد شهيد و هم كتابخانهء محدّث بحرانى ، بسان همهء آكندهها پراكنده گرديده و به اينجا و آنجا رفته و شايد آن اثر بىهمتا « نيمهء رياض » كه اوراقى بدون صحافى و جلد بوده ، به دكّههاى عطّارى و بقّالى كربلاى معلّى منتقل و نابود شده باشد . « 1 »
در واقع آنچه از رياض مفقود شده ، از حرف الف تا حرف جيم ، به علاوهء حرف ميم بوده است . گفتنى است كه در سال 1401 هجرى مقدار باقىماندهء رياض ، و نيز آنچه كه بحرانى در حرف الف لؤلؤة البحرين از رياض اقتباس كرده توسط استاد سيد احمد حسينى اشكورى تصحيح و در شش مجلد توسط كتابخانهء آية الله العظمى مرعشى به چاپ رسيد .
افزون بر آنچه از بحرانى افزوده شده ، در بخش حرف الف تا جيم و نيز حرف ميم ، حواشى افندى بر شرح حالهايى كه در امل الامل بوده ، به اين چاپ افزوده شده است . پس از آن در سال 1415 بخش القاب آن كتاب نيز به عنوان مجلد هفتم توسط همان ناشر ، انتشار يافت ؛ همچنان كه تعليقهء افندى بر امل الامل به طور مستقل در سال 1410 به چاپ رسيد . بخش خطى ديگرى از رياض كه دربارهء علماى عامه است ، نيز برجاىمانده كه تاكنون به چاپ نرسيده است .
بايد سخن استاد روضاتى را نسبت به بسيارى از تأليفات ديگر ميرزا عبد الله كه تاكنون كمترين خبرى از آنها به دست نيامده ، از جمله كتاب وثيقة النجاة ، تسرى داده و احتمال داد كه افندى ، ساير آثار خود را نيز ميان فرزندانش تقسيم كرده و عمدهء آنها ، در كنار بخش مفقود رياض ، از ميان رفته است . تقدير آن بوده است تا افندى كه خود كتابشناس بزرگ دورهء صفوى است ، و تلاش او سبب شناخته شدن بسيارى از آثار كهن شيعه شده ، آثار خودش ، چه در مرحلهء جوانى - در سفر اول حج - و چه پس از مرگ ، اينچنين دچار آفت شود . در قدرت وى بر شناخت كتابها ، اين سخن جزائرى جالب است كه مىگويد : ما كتابهاى مختلف و كراسههاى ناقص زيادى داشتيم كه اول و آخر نداشته نام آنها و نام مؤلفان آنها را نمىشناختيم . پدرم اين آثار را بر ميرزا عبد الله عرضه كرد و او نام آنها و
هامش
( 1 ) . روضاتى ، محمد على ، دو گفتار ، صص 93 - 96