ترهيب نمايند و من بعد به علت وجوه مزبوره ، متعرض ايشان نشده ، گذارند كه در پناه توبه و انابه از لهيب لهب نار غضب ، در امان بوده ؛ هرگاه از احدى شكست طلسم اين منع عام و قورق شريعت انتظام ، صادر شود ، نهيب شحنهء سياست ، به پاداش آن ، بر وفق قانون شرع قويم البنيان ، قيام خواهد نمود . و بنا بر كمال اهتمام و اعتناء و توجه خاطرات ملكوت ناظر اشرف اقدس ارفع همايون اعلى به تشييد مبانى اين فرمان واجب الاذعان كه مبتنى بر اساس دينپرورى و در سدّ طرق فساد ، قائممقام سدّ اسكندرى است ، مضمون اين وعيد شديد را كه مرّة بعد اخرى و كرّة بعد اولى ، از زبان گهربار به گوش هوش پايهء سرير سلطانى و باريافتگان اعلى محفل خاقانى رسانيده ، ضميمهء وثاقت اركان و علاوهء استحكام بنيان آن ، فرمودهاند كه تا هنگام ظهور حضرت صاحب الزمان و خليفة الرحمن ، هرگاه احدى از فرمانفرمايان در هدم و نقض اين بناى شريعت اساس ، سر مويى مدخل نمايد ، مصداق كريمهء
« أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
« 1 » گشته ، ملعون و مطرود درگاه الهى و مورد غضب و سخط حضرت رسالت پناهى و مستوجب لعن ملائكهء مقربين و ائمهء طاهرين بوده باشد .
همگى معتكفان مساجد و معابد و گوشهنشينان زوايا و صوامع و ارباب دانش و جملگى سكان سواد آفرينش را دعاى دوام دولت چنين خسرو دينپرور و شهريار معدلتگستر بر ذمّت همّت ، فرض عين و عين فرض است .
اميد كه تا از شرايع دين مبين بر صفحهء روزگار ، نشان و مسايل حلال و حرام مجتهدين را بر زبان است ، سايهء مرحمت اين شهنشاه دين پناه ، آرايش صحيفهء زمان و ذكر اوامر و نواهى اين سلطان دلآگاه ، جهانيان را ورد زبان ساخت .
بالنّبى و آله الامجاد .
« و كان ذلك فى ست و مائة و الف ( 1106 ) من الهجرة النبوية عليه و آله افضل الصلاة و التحية » . « 2 »
گواهى علما بر وثيقه
در حاشيه و امتداد وثيقه ، گواهى شاه و شمارى از علما آمده بود كه بعينه نقل مىشود :
1 - گواهى شاه
هامش
( 1 ) . بقره ، 161
( 2 ) . نصيرى ، دستور شهرياران ، صص 44 - 47