طاق پل يكسان ، فحمدا له ، ثم حمدا له .
اكنون اين همه شادى و نشاط كه در قدسيان مىبينى ، و اين همه عشرت و انبساط را كه در روحانيان مشاهده مىكنى ، منشأش اين است و سوگوارى زهره كه سركردهء ارباب طرب و پيشواى اصحاب لهو و لعب است ، علتش همين . چون اين مژدهء جانفزا شنيدم ، از شادى ، ديگر خود را نديدم ، و بىهوش افتادم ، و عنان خرد از دست دادم . بعد از ساعتى كه از فيض جانبخش دم عيسوى ، جانى در تن و روانى در بدنم پديد آمد ، برخواستم و به سجدهء شكر الهى قيام نمودم و به دعاى حضرت شاهنشاهى اقدام ، من ثنا مىكردم و مسيح تحسين ، و مسيح دعا مىگفت و من آمين .
الهى تا جهان را آبورنگ است * فلك را دور و گيتى را درنگ است
مسلّم بر تو باد اين پادشاهى * ميسّر كام تو چندان كه خواهى « 1 »
فرمان شاه سلطان حسين در امر به معروف
گذشت كه سالهاى حكومت شاه سليمان صفوى ، به دليل بىتوجهى جدى شاه به مسئله فساد و آلودگى خود او ، مملو از فساد بوده است . همزمان بايد توجه داشت كه به لحاظ ساختار سياسى - دينى جامعهء عصر صفوى ، بعد مذهبى جامعه و نفوذ علماى برجسته نيز بسيار استوار بوده و حتى شاه نيز به دليل آن كه در رأس اين نظام قرار داشته ، نقشى در مجموعهء فعاليتهاى دينى و فرهنگى مربوط به مذهب داشته است .
بر اين اساس ، پس از درگذشت وى ، زمانى كه شاه سلطان حسين قدرت را به دست گرفت ( ذىحجهء سال 1105 ) علامهء مجلسى ( م 1110 ) ، با استفاده از موقعيت بالاى خود و با اعتمادى كه شاه جديد به وى داشت ، از فرصت استفاده كرد و زمينه را براى اصلاحات اخلاقى فراهم نمود . علامه كه نسبت به وضعيت زمان شاه سليمان راضى نبود ، كوشيد تا با وارد كردن عالمان ديگر ، جلوى فساد را بگيرد .
لكهارت به نقل از گوردو نوشته است : گويند ، سلطان حسين هنگام مراسم تاجگذارى اجازه نداد كه كسى از صوفيان ، به رسم معمول شمشير سلطنت را زيب پيكر وى سازد و در عوض ، انجام آن را از شيخ الاسلام خواست . شاه ، پس از پايان مراسم ، از محمد باقر [ مجلسى ] پرسيد كه ، در ازاى اين خدمت چه انتظارى دارد ؟ محمد باقر پاسخ داد كه ، تمنّاى وى آن است كه شاه بادهنوشى و جنگ طوائف و دستهجات و كبوتربازى - تفريحى على الظاهر بىزيان - را با صدور فرمان ممنوع سازد . شاه به طيب خاطر موافقت خود را با اين
هامش
( 1 ) . نسخهء خطى شخصى استاد آية الله سيد محمد على روضاتى دامت بركاته .