تلخ و ناسزاوار به او مىگفت و آن مرد درستكار و خداترس را رنجه و آزار مىكرد . حتى يكبار ضرباتى بر او وارد آورد . همچنين چند بار گماشتگانش به دستور وى ، سر و رو و لباس شيخ را به شراب آلوده كردند و در حال مستى و بىخودى از اين گونه بدرفتارىها چند بار نسبت به وى اعمال كرده بود . » « 1 » مستوفى نيز نوشته است كه سليمان « اكثر اوقات مشغول شرب خمر و ساير فسوق بوده » است . « 2 » نقلى حكايت از آن دارد كه وقتى ملا محمد طاهر قمى ، امام جمعه وقت قم ، سخت به مىگساران تاخت ، شاه سليمان قصد كشتن او را كرد ؛ اما با ميانجيگرى برخى از اميران ، از اين كار دست برداشت . « 3 »
سليمان در اين زمينه ، وارث يك دوره انحطاط بود كه پس از شاه عباس اول به آرامى آغاز شده بود . كروسينسكى دربارهء عوامل انحطاط اين دولت نوشته است : ديگر از زمان شاه عباس بزرگ شرب شراب شايع گشت و از براى خواص و عوام رخصت بود و كسى اجتناب نمىنمود و ممنوع نمىشد . صغير و كبير به عيش و عشرت مبتلا و به امور دولت خود نمىپرداختند . « 4 »
اگر گزارش شاردن از وضع اصفهان درست باشد ، اين زمان ، اصفهان وضع اسفبارى داشته و مردم در انجام اعمال فسادآميز آزادى عمل زيادى داشتهاند . صرفنظر از طبقات بالاى جامعه كه گرفتار اين قبيل فسادها بودهاند ، طبقات پايين جامعه نيز به نوعى درگير آن شدهاند . وى نوشته است كه زمانى كه به سال 1666 ميلادى [ 1076 - 1077 هجرى ] در اصفهان بوده ، نام چهارده هزار روسپى در دفاتر ثبت شده بوده است ! « 5 » وى از مبارزهء ساروتقى و خليفه سلطان با روسپىگرى و راه افتادن آنها در خيابان سخن گفته و از كاروانسراهايى ياد مىكند كه آنها در آنجا زندگى مىكنند و ماليات فراوانى نيز به دولت مىدهند . « 6 » تقريبا مىتوان يقين داشت كه بسيارى از افرادى كه وى به عنوان روسپى از آنها ياد كرده ، زنان صيغهاى هستند كه در آن روزگار به راحتى در اختيار بودهاند . شاردن از زنانى ياد مىكند كه شبها در اطراف مدارس پرسه زده و در حجرات دانشپژوهان رفت و شد دارند . « 7 » بىشبهه اين مىتواند بهترين شاهد بر آن باشد كه وى اين قبيل زنان صيغهاى را روسپى خوانده است . شاردن پس از آن توضيحى آورده كه به مقدار زيادى همين نظر را
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 550 ؛ و بنگريد : ج 3 ، ص 1155
( 2 ) . مستوفى ، زبدة التواريخ ، ص 113
( 3 ) . دانشپژوه ، فهرست كتب اهدايى آقاى سيد محمد مشكات به كتابخانهء دانشگاه تهران ، ج 5 ، ص 2093
( 4 ) . كروسينسكى ، سفرنامه ، ص 23
( 5 ) . وى در چند مورد اين آمار را متفاوت ذكر كرده است .
( 6 ) . شاردن ، همان ، ج 1 ، ص 429 ، 432
( 7 ) . همان ، ج 1 ، ص 435