همهء مسيحيان [ ارامنه ] به حومهء شهر برده شدند . « 1 » درهوهانيان نيز با اشاره به اين كه « برخى از ارمنيان مى مىفروختند و از درآمد آن تأمين مىشدند » « 2 » مىنويسد : هنگامى كه شاه عباس دوم به پادشاهى رسيد ، طى فرمانى ، مىفروشى را در اصفهان اكيدا قدغن كرد . اما چندان كه فرمانش سخت و سنگين بود ، براى مىخواران غير ارمنى آن اندازه اهميت نداشت ؛ زيرا از شما مىخواران در شهر اصفهان چندان كاسته نشد ؛ اما دستاويزى شد براى غير ارمنيان تا از آنها بدگويى كنند كه تا وقتى اينها در كنار ما زندگى مىكنند ، محال است بتوان اين فرمان را اجرا كرد » . اين مسئله سبب شد تا شاه عباس دوم با قاطعيت تمام ، ارامنهاى را كه در محلات مختلفى در اصفهان مىزيستند ، به جلفا كوچ دهد . « 3 »
نقل يك عبارت كوتاه نيز از ملا صالح قزوينى در اين باره مفيد است . وى مىنويسد :
فقير به صفاهان آمدم و به ضرورت در خانى فرودآمدم . شخصى نزد من آمد و گفت مستأجر كاروانسرا - و او بر حسب عادت آن ديار ارمنى بود - مردى عيالوار و بينواست .
ملازمان صدر اعظم خم شراب او را بستهاند و مهر كرده . چيزى مىدهد و التماس دارد كه شفاعت او كنى ؛ هم آنجا خدمتى رسانده باشى و هم اينجا ثواب وافر يافته باشى . گفتم : مرا به اين ثواب حاجت نيست . « 4 »
انشاى قدغن شراب از آقا حسين خوانسارى
روزگار شاه سليمان ( 1077 - 1105 ) ، به رغم مبارزاتى كه پيش از آن با فساد شده بود ، روزگارى آلوده بوده است . زندگى شخصى خود شاه ، آلوده به شرابخوارى و زنبارگى بود .
شاردن به عنوان يك شاهد خارجى در دربار ايران نوشته است : « بيشتر اوقات شاه به شهوتپرستى و زنبارگى و بادهنوشى و انواع عيش و عشرت مىگذشت . » « 5 » وى بيمارى شديد شاه سليمان را نيز ناشى از بادهگسارى فراوان دانسته ، به توبهشكنىهاى مكرر او اشاره مىكند . براى علاج همان بيمارى بود كه شرابخوارى را ترك كرد و پس از بهبودى ، نامش را به سليمان تغيير داده ، از نو تاجگذارى كرد . « 6 » همو اشاره به تدين شيخ على خان زنگنه ، صدر اعظم با جربزهء شاه سليمان كرده ، مىنويسد : « شاه وقتى او را در خلوت مىيافت و مىديد در برابر اصرار وى ، همچنان از خوردن شراب سرباز مىزند ، سخنان
هامش
( 1 ) . سفرنامه ، شاردن ، ج 4 ، ص 1468
( 2 ) . درهوهانيان ، تاريخ جلفا ، ص 57
( 3 ) . همان ، ص 61
( 4 ) . قزوينى ، ملا صالح ، نوادر ، نسخهء دانشگاه تهران ، ش 4503 ، برگ 249
( 5 ) . شاردن ، ج 5 ، ص 1679
( 6 ) . همان ، صص 1718 - 1720