پنجاهمين سال سدهء گذشته ، به لطايفالحيل ، شاه را كه خود پيوسته مستغرق اين ملاهى و مناهى بود ، با بستن اين مراكز فساد موافق كرد و از آن پس وضع قهوهخانهها كاملا بهبود يافت و چنين فضايح و رسواييها در آن مشهود نمىشد . « 1 »
شاردن در جاى ديگرى نوشته است كه « خليفه سلطان قوانين سختى براى جلوگيرى از روسپيگرى وضع كرد و از ظاهر شدن زنان بدكار در خيابانها و كوىها و برزنها ممانعت به عمل آورد و دستور داد تا كسى در طلب آنان نيايد ، در خيابانها نگردند . و چون به فراست دريافت كه گرمى بازار روسپيگرى بر اثر مىخوارگى است ، شرابسازى و شرابفروشى را سخت قدغن كرد و براى كسانى كه بر خلاف دستور وى عمل مىكردند ، مجازاتهاى سنگينى معين كرد ؛ چنان كه دستور داد به مقعد مردى كه تن به لواطه داده بود ، ميخ فروكنند و زنى را كه دخترانش را به روسپيگرى وادار كرده بود ، از بالاى برجى بلند به زير اندازند و گوشتش را به سگان بخورانند . اميد مردمان بر اين بود كه اجراى مجازاتهاى سخت سراسر كشور را از تيرگى و سياهى اين فضايح بزدايد اما معلوم شد كه مجازات ، چارهگر شيوع اين اعمال حيوانى نيست و تدبيرى ديگر بايد . « 2 »
با اين كه شاه عباس دوم نيز اسير مشروب خوارى بود ، به خاطر همان فرمانى كه در اوايل صادر كرد و گاه تجديد مىشد ، پس از مرگش در وصفش نوشته شد كه « در آن اوان ، به اعتقاد جازم ، مطابق واقع ، از شراب توبه فرمودند و مضمون كريمهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً »
« 3 » را به كرّات ورد زبان حق ترجمان ساختند . « 4 »
در پايان اين بحث ، لازم است اشاره كنيم كه اصولا رواج شراب در اصفهان ، معلول حضور ارامنهاى بود كه از زمان شاه عباس به ايران آورده شدند . اينان با توجه به عادت به مشروب خوارى و تخصص در ساختن آن ، اسباب رواج آن را در اين شهر فراهم كردند .
شاردن در زمان شاه سليمان نوشته است : پيش از اين زمان ، مردان مسلمان براى شرابخوارى به خانهء مسيحيان مىرفتند ؛ چون اين عمل گاهى موجب خونريزى مىشد ،
هامش
( 1 ) . شاردن ، ج 2 ، ص 845 و بنگريد : همانجا ، ج 4 ، ص 1501 ؛ در كتاب « بحر الفوائد و عقد الفرائد » ( نسخهء خطى مجلس ، ش 259 ، ص 364 ) آمده است كه شمارى از مفسدان ، شبانگاه فرمانى از شاه عباس دوم گرفتند و به تأييد و مهر خليفه سلطان هم رسانيدند . طبق اين فرمان ، قهوهچيان مىتوانستند از پسران امرد خوبروى در قهوهخانهها استفاده كنند . خليفه سلطان كه فرمان را به احترام شاه مهر كرد ، به سرعت خود را به شاه رساند و حقيقت را به عرض شاه رسانده و او را متوجه حيلهء آنان ساخت و از اجراى آن فرمان مانع گرديد . بنگريد : حائرى ، فهرست كتابخانهء مجلس شورا ، ج 21 ، ص 18
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 432
( 3 ) . تحريم ، 8
( 4 ) . ولى قلى شاملو ، قصص الخاقانى ، ج 2 ، ص 22 - 23