تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
بود . « 1 » در واقع ، خوشحالى از فتح قندهار ، سبب دست زدن درباريان به اين اقدام شده و شاه را نيز بدان ورطه كشاند . به موازات حركت اعلام شده در مبارزه با شراب‌خوارى ، محمد قاسم سمنانى شاعر ، ساقىنامه‌اى در اين باره سرود كه از هر مصرع آن ، ماده‌تاريخ اين فرمان شاه ، يعنى سال 1064 به دست مىآيد . در مقدمهء اين ساقىنامه ، ضمن اشاره به حكم قدغن شراب از عوض خان بيك كه در دستگاه دولتى ، سمتى داشته و شايد مجرى اين فرمان بوده ، ستايش شده و اساس اين ساقىنامه با اشعار ديگرى ، در مدح اوست . در بخشى از اين مقدمه آمده است : « . . . عوض خان بيك ، چنين عادلى را نصب فرموده تا به ميامن عدل و رأفت و انصاف و مرحمت سكنهء آن خطه را چون گل در گلستان و نهال در بستان به رشحات سحاب معدلت و زلال جويبار مكرمت پرورده . . . در تاريخ سنهء 1064 فرصت مصروف و معطوف بر اتباع احكام الهى و تمشيت اوامر و نواهى و رفع معاصى و مناهى و رفع ملاهى و تباهى و تقويت قوانين دين مبين و ترتيب آيين شرع سيد المرسلين و منهاج حضرات ائمهء معصومين - صلوات الله و سلامه عليه و عليهم اجمعين - گردانيده كارفرماى . . . سياست و قهرمان دين‌پرورى و عدالتش در ممالك محروسه به منع مسكرات و مستهجنات و رفع محظورات و محرمات على العموم ، و نهى از ارتكاب شرب شراب على الخصوص ، فرمان قضا جريان نفاذ بخشيد و در اين باب ارقام جهان‌مطاع واجب الاتباع به امراء و حكام محال ممالك محروسه مؤكّد به تأكيدات بليغه و مقيد به تهديدات شديده شرف نفاذ و عز اصدار يافت . . . در اين تاريخ بلبل گلشن فصاحت و عندليب چمن بلاغت . . . محمد قاسم سمنانى در بزم نكته‌سنجى . . . نكات لطيفه از حجلهء ضمير در جلوه‌گاه . . . آورده . . . قصيده‌اى در كمال سلاست الفاظ و دقت معانى و استعارات بديعه و تشبيهات غريبه . . . به رشتهء نظم كشيده ، مزيّن و موشّح به مدح و ثناى نواب عالىشأن سابق الالقاب در ذيل ساقىنامه مسطور شد . » از آنجا كه اشعار وى در شناخت برخورد شاعر با فرمان شاه جالب است ، چند بيتى را مىآوريم . هر بيتى از نظر حروف ابجد ، عدد 1064 را نشان مىدهد :
الهى به مستان صدر صفا * ملالت‌پسندان شهد وفا
به حلم رسول خداى جليل * به ساقى كوثر امام جميل . . .
به تسبيح زهد و به زنار كفر * به علمى كه باشد سزاوار كفر
به پيمانه پيماى تقواشكن * به آن جام سرشار دانا فكن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 130