اين ايام كه اين نيّت عليا مانند ثمر « 1 » - كه به آهستگى كسب حلاوت مىنمايد - پيرايهء كمال پوشيده ، فرمان همايون شرف نفاذ يافت كه دختر رز « 2 » كه از بىپدرى و خودرايى با نيك و بد و خوب و زشت رابطهء اختلاط و آميزش درست دارد ، پاى در دامن كشيده از حجلهء بيرون انگورى قدم جرأت به عشرتآباد خم و آينهء خانه مينا و هودج پياله و خيابان گردن صراحى نگذارد و به سركه جبينى و ترشرويى ، دندان آرزوى واسعمشربان بىتكلّف را كند سازد .
قزوينى در ادامه ، با اشاره به قرابت ميان مشروب خوارى و رواج فحشا ، چنين ادامه مىدهد :
بالجمله ، به ادنى التفات شاهنشاهى خاطر همايون از نسق اين امر كه در زمان هيچيك از پادشاهان صورت وقوع نيافته بود ، بالكليه فارغ گرديد و چون پيوسته بادهگساران و مىكشان را سلسلهء عيش به دستيارى زلفين شاهدان بازارى و هنگامهآرايان محفل پركارى و ناپرهيزكارى آراسته مىباشد ، از اين رهگذر ، فواحش را نيز رواج و رونق تمام بهم رسيده ، در حجرات خانات و محلات به شغل مقرر و معاضدات ابالسه كه دشمنان جبلّى بنى آدمند ، علانية اشتغال داشتند و از آنجا كه نفس بهيمى را بر قوّت عاقله چيرهدستى حاصل است و به تحريك شيطان از منهج مستقيم عدول مىنمايند ، جمعى كثير و جمّى غفير گرد آمده و هريك مبلغى خطير به سركار ديوان ، به صيغهء مال به عنوان ترجمان مىرسانيدند ، همّت والاى اعلى حضرت ظل رحمان ، وجه مزبور را كه مبلغهاى كلى مىشد ، سهل انگاشته ، امر فرمودند كه آن بدكاران را از امر مزبور نهى فرموده ، نگذارند كه من بعد مرتكب افعال شنيعه گردند . و به جهت ازدياد رواج شريعت مطهرهء مقدسه ، ارامنه نيز از شغل پوستيندوزى و فروختن اين قسم اجناس كه شايع شده به مسلمانان مىفروختند منع فرموده ، با آن كه به جهت ممانعت مبلغها به سركار خاصه شريفه مىرسانيدند ، به شرف اسعاف مقرون نگرديد . اميد كه پيوسته اركان شرع مبين و ملت مستبين به تقويت رأى متين اين خسرو بىقرين ، مشيّد باد . « 3 »
قزوينى ، پس از شرح حوادث فتح قندهار ، اشاره بدان دارد كه شاه و همراهان در كنار رود هيرمند ، به مشروب خوارى نشستند ؛ در حالى كه شاه پيش از آن ، از شرابخوارى نهى كرده
هامش
( 1 ) . شايد : تمر
( 2 ) . شراب يا بنت العنب
( 3 ) . وحيد قزوينى ، عباسنامه ، ص 70 - 72