تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
مىباشد ، مرتكب گناهى نمىشود و از رعايت كليهء اصول و قوانين شرعى معاف مىباشد . « 1 » روشن است كه اين قضاوتى نادرست است ؛ اما به هر روى ، در ميان تودهء مردم عقيده‌اى شبيه به اين وجود داشته است . بخش ديگرى از توجه به احكام شرعى در آن دوره ، مربوط به حضور قاطعانهء برخى از علما و مجتهدان و ميدان گرفتن - يا دادن به آن‌ها - در ايفاى نقش اجتماعى بهتر بوده است . به اين معنا كه هر بار كه عالمى متنفذ و قدرتمند در مجموعهء حكومت و مردم نفوذى مىيافت ، براى مدتى اصلاحات دينى آغاز مىشد . علما كه در دورهء صفوى يا بيشتر دورهء سلاطين صفوى ، نزديكى و قرابت ويژه‌اى با دربار داشتند ، در صورت به دست آوردن فرصت ، زمينهء جدى تأثيرگذارى بر شاه و دستگاه سلطنت را در زمينه اصلاح مسائل اخلاقى جامعه در قالب امر به معروف و نهى از منكر فراهم مىكردند . كافى بود سلطان تمايل و گرايشى به اين امور پيدا كند ؛ به دنبال آن فرامينى به تمامى بلاد صادر مىشد و احكام ويژه‌اى براى جلوگيرى انواع فتنه و فساد ، شرف نفاذ مىيافت ! روشن است كه بخشى از اين فسادها - مانند مسائل حشيش و بنگ و غير ذلك - به گونه‌اى بود كه جامعه را رو به انحطاط برده و نزاع و درگيرى را در جامعه گسترش مىداد . طبيعى بود كه جداى از جنبه‌هاى دينى ، حفظ امنيت نيز ايجاب مىكرد تا جلوى اين مفاسد گرفته شود . « 2 » از ميان اين فسادها ، قماربازى و شراب‌خوارى در بسيارى از اوقات ، ميان بخشى از مردم رواج داشته و حتى در قهوه‌خانه‌ها عرضه مىشد . در كنار آن نيز ، شاهدبازى و فحشا بازار گرمى داشت . شاه عباس با همهء اظهار تدينى كه مىكرد ، در بزم خاص خود گرفتار شراب‌خوارى بود ؛ چه همان گونه كه اشاره شد ، شراب از لوازم سلطنت شمرده مىشد . نصرآبادى نوشته است : مير عقيل ، از سادات كوثرى همدان « در مجلس شاه عباس ماضى وارد مىشود . شاه به ساقى اشاره مىكند كه شرابش بده . او مىگويد : به سر علىّ بن ابى طالب عليه السلام كه نمىخورم . شاه مىگويد كه به سر عزيز من بخور ؛ او آشفته شده از سر اعراض مىگويد كه ، من مىگويم كه به سر على نمىخورم ؛ مىگويد به سر من بخور . من تو را از مرتضى على دوست‌تر
هامش
( 1 ) . سانسون ، سفرنامه ، ص 36 ( 2 ) . نمونهء آن نزديك شدن عده‌اى از فرزندان جوان بزرگان به صورت مست به كاخ شاه است . شاردن ، ج 2 ، ص 603 كه سبب شد شاه فرمان دهد « از آن پس هر كه را در كوى و برزن مست و شوريده بيابند ، شكمش را پاره كنند . »
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 369 | الشيخ رسول جعفريان