گرايشهاى صوفيانه داشتند و به مقدار زيادى تصوف با شريعت تلفيق شده بود . « 1 » اين محتمل است كه رعايت شرع ، تا اندازهاى در حوزهء مريد و مرادى آسيبپذير مىشده است .
پس از آن كه اين خاندان با قيام شاه اسماعيل به سلطنت و حكومت دست يافت ، براى رعايت مسائل شرعى در جامعه ، درست به مانند دولت عثمانى ، منصب صدارت و شيخ الاسلامى را ايجاد كرد و مسئوليت آن را نيز به علماى بزرگ شيعه كه از عراق يا جبل عامل دعوت مىشدند ، واگذار نمود .
در اينجا دو نكته وجود دارد : نخست ، تقيد خود سلاطين صفوى و دربار آنها به احكام شرعى است . دوم ، وضعيت تودههاى مردم .
آنچه در اين باره مىتوان گفت آن است كه در دورهء صفوى ، تقيّد سلاطين به احكام و فرامين دينى ، همراه با فراز و نشيب و شدت و ضعف بوده است . با تأسف بايد گفت خصلت سلطنتى بودن حكومت در ايران ، از كهنترين ايام تا زمان صفوى ، همواره ، زمينهاى براى اشرافىگرى و مظاهر آن ؛ يعنى فساد اخلاقى و در رأس آنها شرابخوارى بوده است .
دربار با داشتن ثروت بيش از حد و اختيارات فوقالعاده ، آمادگى فراوانى براى آلوده شدن به انواع و اقسام فساد را داشته است . به تناسب گرايش سلطنت به اين قبيل امور ، جامعه نيز بدان سمت حركت كرده و سختگيرىها كاهش مىيافته است .
بخشى از اين فراز و نشيب ، مربوط به خود سلاطين صفوى و گرايشهاى شخصى آنان بوده است . در ميان آنها ، شاه طهماسب و سلطان حسين صفوى ، شهرت بيشترى به رعايت حدود شرعى دارند . « 2 » سايرين نيز ، كمابيش حساسيتهاى مذهبى خود را داشتهاند ، جز آن كه گزارشهايى نيز دربارهء بىتقيدى آنها به برخى از احكام شرعى ، در منابع ايرانى و خارجى آمده است . آنچه در اين باره اهميت دارد ، آن است كه از نظر آنان ، جمع ميان حساسيتهاى دينى و مذهبى با دست زدن به برخى از كارهاى فسادآميز - به ويژه مشروب خوارى - روا شمرده مىشده است . در اين زمان ، عقيدهء عوامانهاى ميان مردم رواج يافته بود كه اصولا مشروبخوارى براى شاه گناه شمرده نمىشود . سانسون كه در دورهء شاه سليمان در ايران بوده است ، پس از شرحى در اين باره مىنويسد : به اين ترتيب ، اگر شاه در رمضان روزه نگيرد ، يا اين كه شراب بياشامد ، به مناسبت اين كه پسر امام است و از دودمان پيغمبر
هامش
( 1 ) . يكى از بهترين نمونهها ، علاء الدولة سمنانى است كه آثار صوفيانه و فقيهانهء وى در دست است .
( 2 ) . فلسفى نوشته است : پادشاهان صفوى به جز شاه طهماسب و شاه سلطان حسين ، همگى به شرابخوارى معتاد بودند و برخى از ايشان در بادهگسارى به راه افراط مىرفتند . فلسفى ، زندگانى شاه عباس اول ، ج 2 ، ص 629