تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
چندان رواجى نيافته و منصب صدارت و شيخ الاسلامى استوار نشده بود . در فرمانى كه شاه طهماسب براى رعايت امر به معروف و نهى از منكر براى منطقهء ممسنى و كوه‌كيلويه و اردكان شيراز صادر كرده ، طرف خطاب او خليفهء آن منطقه است . در آنجا طهماسب ، وظيفهء وى را كه نامش مولانا رضى الدين محمد بوده ، برپاداشتن مراسم دينى در شبهاى شريفه ، تشويق مردم به گزاردن نماز ، امر به معروف و نهى از منكر ، توسعه و تعمير مساجد و مدارس و تكايا و قبور متبركه و از بين بردن آلات محرمه ياد كرده است . « 1 » بعدها كار امر به معروف و نهى از منكر در حيطهء اختيارات شيخ الاسلام قرار گرفته است . مىدانيم كه خود منصب صدارت و شيخ الاسلامى نيز تطور داشته و در زمان‌هاى مختلف وظائف‌ها متفاوت و رتبت و اهميت آن‌ها نيز مختلف بوده است . در تذكرة الملوك ، در يك توضيح دو سطرى دربارهء وظائف شيخ الاسلام آمده است : مشار اليه در خانهء خود به دعواهاى شرعى و امر به معروف و نهى از منكرات مىرسد . « 2 » نمونه‌اى از اين اختيارات را در حكم شيخ الاسلامى علامهء مجلسى مشاهده مىكنيم . در اين حكم ، از جمله چنين آمده است : بناء عليه مىبايد كه شريعت و فضيلت پناه مومى اليه در امر به معروف و نهى از منكرات و اجراى احكام شرعيه و سنن ملّيه و منع و زجر جماعت مبتدعه و فسقه و اخذ اخماس و زكوات و حق الله از جماعتى كه مماطله نمايند . . . و قلع و قمع بدع و احقاق حقوق مسلمانان و رفع ظلم ظالمان . . . كوتاهى ننمايند و رعايت احدى را مانع اجراى احكام دينيه نگرداند . « 3 » شاه سليمان شرح وظايف شيخ الاسلام مشهد مقدس را چنين بيان مىكند : . . . [ شيخ الاسلامى را به ايشان ] ارزانى داشتيم كه به امر مزبور و لوازم آن از ترغيب و تحريض خلايق به طاعات و امر به معروف و نهى از منكرات و منع و زجر فسقه و فجره از نامشروعات و مأمور ساختن اغنيا كه اخراج اخماس و زكوات اموال خود نموده ، به مستحقين و مستحقات و اصل نمايند . « 4 »

سلاطين صفوى و مسألهء امر به معروف

خاندان شيخ صفى در دوران نخست حيات خود تا پيش از رسيدن به قدرت ، شهرت خاصى در تقيّد به رعايت احكام شرعى داشتند . تنها زمينهء اتّهام به بىقيدى و لاابالىگرى مذهبى ، تصوف آن‌ها بود كه اساسا در آن روزگار ، بخش غالب مردم ايران و عثمانى
هامش
( 1 ) . مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال نهم ، شمارهء 2 ، ص 99 ( 2 ) . ميرزا سمعيا ، همان ، ص 3 ( 3 ) . متن كامل اين حكم را در بحث مناصب ادارى علما در دورهء صفوى آورده‌ايم . ( 4 ) . نوايى ، اسناد و مكاتبات سياسى ايران از سال 1038 تا 1105 ، ص 301