تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
باشند ، به حكام شرعى و عرفى اعلام نمايند و ايشان نيز از جانب پادشاه مأمور به تقويت آن جمع باشند » . « 1 » وى پس از نقل حكايتى ، شرايط ديگر محتسب را بيان كرده ؛ « 2 » اما شرحى از اين كه آيا در اين دوره محتسبان بوده‌اند يا نه به دست نداده است . آنچه در تذكرة الملوك ميرزا سميعا - به عنوان كتابى از آخرين سالهاى دولت صفوى دربارهء مناصب موجود در اين دولت - دربارهء حسبه آمده ، آن است كه شغلى و منصبى با عنوان محتسب الممالك وجود داشته است . از توضيحاتى كه ذيل اين عنوان آمده ، چنين بدست مىآيد كه كار محتسب ، تنها نظارت بر قيمت اجناس در بازار و جلوگيرى از گران‌فروشى بوده است . « 3 » شاردن نيز تأييد مىكند كه كار محتسب تنها نرخ‌گذارى روى اجناس و كنترل قيمت‌ها بوده است . « 4 » در اين صورت ، نظارت بر مسألهء امر به معروف و نهى از منكر در حيطهء كار وى نبوده است . در بخش داروغگى نيز آمده است كه دسته‌هاى آن « روز و شب در آن محله بوده به محافظت و محارست قيام نمايند كه كسى مرتكب ظلم و خلاف حساب و نامشروعى نگردد » . توضيح بيشترى در اين باره داده نشده است . چنين به نظر مىآيد كه كار اين گروه ، جلوگيرى از درگيرى و اختلافات ميان مردم - به ويژه در امور مالى - و تأمين امنيت بوده است . « 5 » طبعا برخورد با افراد مست كه شبها سبب ناامنى براى ديگران مىشده‌اند نيز مىتوانسته از وظائف سربازان داروغه باشد . در متن ديگرى نيز كه دربارهء مناصب دورهء صفوى ، از سالهاى پايانى صفوى بر جاى مانده ، نامى از محتسب برده نشده است . « 6 » اگر كار امر به معروف و نهى از منكر در محدودهء وظايف محتسب نبوده ، پس بر عهدهء چه كسى قرار داشته است ؟ به نظر مىرسد كه در آغاز دورهء صفوى ، كار امر به معروف و نهى از منكر ، دست‌كم در برخى از ايالات ، به شخصى كه منصب خلافت را داشت ، واگذار مىشده است . اين منصب كه رياست اصلى آن در تختگاه سلطنت در اختيار خليفة الخلفاء بود ، نوعى سر سلسله‌دارى براى تشكيلات صوفيان بود ؛ آن هم زمانى كه هنوز تشيع فقاهتى
هامش
( 1 ) . سبزوارى ، روضة الانوار ، ص 485 ( 2 ) . همان ، تا ص 493 ( 3 ) . ميرزا سمعيا ، تذكرة الملوك ، ص 49 ( 4 ) . شاردن ، سفرنامه ، ج 5 ، ص 1680 ( 5 ) . ميرزا سمعيا ، همان ، ص 48 ( 6 ) . القاب و مواجب دورهء سلاطين صفويه ، تصحيح يوسف رحيم‌لو ، مشهد ، دانشگاه فردوسى مشهد ، 1372 . شگفت آن كه در اين اثر ، با وجود اشاره يا توضيح نسبت به تمامى مناصب اين دوره ، يادى از منصب شيخ الاسلامى و ملاباشى نشده است . به احتمال قوى ، بخش مربوط به اين مناصب ، از نسخهء بر جاى مانده افتاده است .