( 8 ) امر به معروف و نهى از منكر در دورهء صفوى
درآمد
از ديرباز ، كار امر به معروف و نهى از منكر در جامعهء اسلامى ، بر عهدهء محتسبان بوده است .
در اين باره ، آگاهىهاى فراوانى از دورههاى مختلف تاريخى در دنياى اسلام در دست داريم . آنچه اكنون در پى آن هستيم ، اين است كه آيا در دورهء صفوى ، منصب محتسب وجود داشته است يا نه ؟ پاسخ اجمالى ما به اين پرسش آن است كه ، گرچه چنين منصبى وجود داشته ؛ اما حوزهء كار او به قدرى محدود بوده كه نمىتوانسته است منصب مهمى در اين دوره به حساب آيد .
در اين باره ، نخستين اشارهاى كه در اختيار داريم آن است كه شاه طهماسب دربارهء توبه خود در سن بيست سالگى ، از سيد مير هادى محتسب ياد مىكند كه به دست وى توبه كرده است . « 1 » چنين مىنمايد كه سيد مزبور ، از سوى خود شاه ، مقام محتسبى را داشته و اين منصب ، به نوعى با كار امر به معروف و نهى از منكر ارتباط داشته است . در عين حال ، اين نقل ، لزوما به اين معنا كه محتسب ، تشكيلاتى براى امر به معروف و نهى از منكر در جامعه داشته است ، نيست . در همان سالها ، از مير سيد على خطيب محتسب ياد شده كه شخصى با نام آقا جمال را به فرمان شاه تخته كلاه كرد . « 2 »
بعدها در اواخر قرن يازدهم هجرى ، محقق سبزوارى ( م 1090 ) در ادامهء بحث امر به معروف و نهى از منكر و بيان وظيفهء شاهان در اين زمينه ، از جمله كارهايى را كه بر سلطان لازم مىشمرد ، تعيين محتسب است . وى مىنويسد كه بايد « پادشاه در اطراف ممالك محروسه ، مردم امين ديندار خداترس معين نمايد كه در ازالهء منكرات و دفع بدع و محرّمات سعى نمايند و اين جمع را محتسبان گويند . و محتسب در قديم الايام جهت اين نصب مىنمودهاند كه هرجا بدعتى و حرامى بينند در ازاله و رفع آن بكوشند و اگر خود عاجز
هامش
( 1 ) . طهماسب ، شاه ، تذكره ، ص 30
( 2 ) . قمى ، قاضى احمد ، خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 455 . كلاه چوبينى كه زنگها را بدان بندند و بر سر مجرمان گذارند .