در باب اول به آياتى از قرآن كريم استناد جسته و به طور عمده به همان آيهء سورهء جمعه اتّكا مىنمايد . آنگاه رواياتى را كه از طرق خاصه و عامه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است ، مىآورد ( ص 18 ) . فيض مىنويسد : مهمترين مستند كسانى كه قائل به وجوب تخييرىاند اين است كه سيرهء اصحاب در طول چندين قرن بر عدم اقامهء جمعه جارى بوده كه اين برخورد جز با وجوب تخييرى در عصر غيبت ، با چيز ديگرى قابل توجيه نيست . فيض در صدد توجيه اين عمل مىنويسد : آن زمان ، زمان تقيّه بوده و بدين جهت شيعيان ، در ميان اقامهء جمعه با حاكمان موجود و اقامهء جمعه به طور مخفى و اقامهء ظهر به جاى آن در خانهء خود ، مخيّر بودهاند كه همين هم باعث ترك اقامهء جمعه از طرف شيعيان شده است ( ص 26 ) او اين مطلب را از كسان ديگرى از فقها نيز نقل كرده است .
فيض در پى استدلال به اجماع ، با اشاره به اين كه قدماى اصحاب همگى اخبارى بودهاند و مضمون فتاواى آنها كلمات معصومين ( عليهم السلام ) بوده ؛ آنها را قائل به وجوب عينى دانسته و آغاز ترديد در اين حكم را از وقتى مىداند كه باب اجتهاد و رأى ميان فقهاى اصحاب گشوده شده است . ( ص 32 )
سپس چنين ادامه مىدهد : ثقة الاسلام كلينى در كافى در باب « وجوب صلاة الجمعة » روايتى كه حاكى از شرط اذن امام معصوم عليه السلام در اقامهء جمعه باشد ، نياورده است .
صدوق رحمه الله نيز در كتاب من لا يحضره الفقيه گرچه اين حديث را نقل مىكند كه امام عليه السلام مىفرمايد : اگر كسى در روز جمعه ، نماز را پشت سر امام بخواند ، دو ركعت و گرنه چهار ركعت بايد به جا آورد ؛ ولى روشن است كه منظور از كلمهء امام در اين روايت هر امامى است كه بتوان به او اقتدا كرد نه امام معصوم ( عليه السلام ) . مرحوم صدوق در امالى آورده است كه اماميه اقامهء جمعه مىكنند و آن را مقيد به زمان حضور معصوم عليه السلام نكرده است ( ص 35 ) .
شيخ مفيد نيز در باب صفات امام جمعه ، همان صفات امام جماعت را برشمرده است ( ص 36 ) در اينجا نيز فيض ، كلمهء امام را كه مفيد در المقنعه به كار برده ، حمل بر امام به طور مطلق كرده است و به نقل اقوالى از كراجكى ، شيخ عماد الدين طبرى و حلبى مىپردازد كه مؤيد نظر اوست . در عبارت حلبى چنين آمده : « لا تنعقد الجمعة إلا بإمام الملّة أو منصوب من قبله أو من تتكامل له صفات إمام الجماعة » . و اين تأييد صريحى است بر مقصود فيض ( ص 39 ) . به گفتهء فيض گرايش قدماى اصحاب بر بينش اخبارى تا زمان شيخ ادامه داشته و در زمان او به نقطهء پايان خود مىرسد ؛ زيرا شيخ اولين كسى است كه اعتقاد شرط اذن امام و يا نايب او را در اقامهء جمعه مطرح كرده است . او فقهاى بعد از زمان شيخ را ، به دنباله روى از وى نسبت مىدهد ( ص 40 ) . فيض در تأييد ادعايش از ملا محمد امين استرآبادى صاحب
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٣٠١