مخالفتهايى كه با صوفيان مىشد ، هنوز منصب خليفة الخلفاء وجود داشت . وظيفهء خليفه آن بود تا به نمايندگى از شاه ، قزلباشان و فدائيان صوفى شاه را رهبرى كرده و بر اساس اصل مريد و مرادى و به نمايندگى از مرشد كل ، آنان را در خانقاه - توحيدخانه - جمعآورى كرده ، مراسم مخصوص را برگزار كند . اين افراد نيز به نوعى مىبايست به شريعت توجه كرده و در حوزهء كار خويش ، به امر به معروف و نهى از منكر بپردازند .
شاه طهماسب همان گونه كه براى شهرهاى بزرگ ، شيخ الاسلام تعيين مىكرد ، خليفة الخلفاء نيز معين مىكرد . شگفت آنكه در يك فرمان كه براى جلوگيرى از كارهاى نامشروع در مشهد صادر شده بود ، يكى از خلفا با نام خليفه اسد الله اصفهانى را با تعبير شيخ الاسلام ياد كرد . « 1 » حكمى كه از طهماسب براى يكى از اين افراد در دست است ، نشان مىدهد كه او نيز همانند شيخ الاسلام ، موظّف به رعايت امور شرعى و امر به معروف و نهى از منكر شده است . در اين حكم كه در آن مولانا رضى الدين محمد به عنوان خليفهء بخشى از منطقهء فارس شامل اردكان ، ممسنى و كوهكيلويه منصوب شده ، آمده است :
« . . . پس به شكرانه اين موهبت عليّه بر ذمّت همّت لازم داشتهايم كه در هر قطرى از اقطار ، نصب خلفاء ديندار شريعت شعار فرماييم كه حليه حليّه به زيور
أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ
« 2 » ،
وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ
« 3 » محلّى و مجلّى باشد و در اين ولاء ، شريعت شعار فضائل تقوى دثار ، ورع آثارى مولانا كمال الدين عبد السلام به درگاه عرش اشباه ، بعزّ بساطبوسى مفتخر و سرافراز گشت و به شرف لبس تاج با ابتهاج از دست نوّاب كامياب به هون ما مشرّف و صورت استحقاق و استمهال ولد خود را شريعت و فضايل مآب تقوى و ورع شعارى ، عمدة المتورعين ، عين الزاهدين ، مولانا رضى الدين محمد بر ضمير منير ، به هون عرض كرد ، منصب خلافت محال ذيل را به دو شفقت ارزانى داشتيم : همايجان سيما قريه على [ دالين امروزى ] و اردكان ابنا و بيضا و مهرنجان ، صورجان ، شولستان ، سماشعب ، باشت ، احشام شول ابو خالدى و جاويه و بكش و رستم و توابع كه طالبان را بعد از تحقيق حال تاج عالم خراج حواله نموده ، به دوام ذكر و احياى ليالى شريفهء مشرّفه و به رغبت نماز و لوازم امر به معروف و نهى از منكرات و ترويج و تنسيق مساجد و مدارس و تكايا و زوايا و بقاع الخير و كسر آلات محرّمه و تحريص خلايق و وظايف طاعات و عبادات و منع اجانب از رؤيت عورات و تخريب عمارات نامشروعه و غير ذلك ، بجاى آورده و دقيقهاى از دقايق سعى و اهتمام فوت و فروگذاشت ننمايد .
هامش
( 1 ) . برن ، نظام ايالات در دورهء صفويه ، ص 104
( 2 ) . آل عمران : 110
( 3 ) . توبه : 112