عنايت فرمودند .
خانهء محمد باقر خاتونآبادى در سال 1127 طى رخدادهايى كه در پايتخت گذشت ، مورد هجوم اوباش قرار گرفت و وى اندكى بعد در همان سال درگذشت . با درگذشت وى ، پسرش به طور رسمى مدرّس مدرسهء سلطانى شد ؛ فرزند ديگرش به عنوان امام جماعت مسجد جامع اصفهان تعيين گرديد . ميرزا سيد محمد فرزند ميرزا محمد امين ( از نسل سيد حسين كركى و فرزندش ميرزا حبيب الله صدر ) كه قاضى اصفهان بود ، شيخ الاسلام شد و محمد حسين تبريزى كه شيخ الاسلام بود ، به سمت ملاباشى نصب گرديد . « 1 » اين دومين و آخرين ملاباشى عصر صفوى است كه در رخدادهاى سقوط اصفهان و برخوردش با فتحعلى خان اعتماد الدولة در منابع آمده و ما مطالبى در حواشى مكافاتنامه دربارهء وى نوشتهايم . حاصل سخن دربارهء وظايف ملاباشى همان است كه ميرزا سمعيا مىنويسد :
مشاراليه سركردهء تمام ملّاها و در ازمنهء سابقهء سلاطين صفويه ملاباشىگرى ، منصب معينى نبود ؛ بلكه افضل فضلاى هر عصرى در معنى ملاباشى ، در مجلس پادشاهان نزديك به مسند ، مكان معينى داشته ؛ احدى از فضلا و سادات نزديكتر از ايشان در خدمت پادشاهان نمىنشستند . و ايشان به غير از استدعاى وظيفه به جهت طالب علمان و مستحقين و رفع تعدّى از مظلومين و شفاعت مقصّرين و تحقيق مسائل شرعيه و تعليم ادعيه و امور مشروعه ، به هيچ وجه به كار ديگر دخل نمىكردند . در اواخر زمان شاه سلطان حسين ، مير محمد باقر نام فاضلى [ خاتونآبادى ] با آن كه در فضيلت از آقا جمال [ خوانسارى ] هم عصر خود كمتر بود ، به مرتبهء ملاباشىگرى سرافراز و به تقريب مصاحبت ، مدرسهء چهارباغ را بنا گذاشته ، خود مدرّس مدرسهء مذكور گرديد و دادوستدهاى دادوستدهاى حلال نيز مىنمود و وجوه بر و تصدقات را ، پادشاه نزد او مىفرستاد كه به مستحقين رساند . و بعد از فوت او ملا محمد حسين نامى [ تبريزى ] ملاباشى شده ، و به غير از تدريس به ساير امورى كه ملّاباشيان آن را مرتكب بودند ، قيام و اقدام داشت . « 2 »
هامش
( 1 ) . خاتونآبادى ، همان ، ص 569
( 2 ) . ميرزا سمعيا ، همان ، صص 1 - 2 . مينورسكى در تعليقات خود بر تذكرة الملوك ، در اينجا دو خطا مرتكب شده است . نخست آن كه محمد باقر خاتونآبادى را محمد باقر مجلسى تصور كرده است ؛ دوم آن كه محمد حسين تبريزى را محمد حسين خاتونآبادى داماد مجلسى دانسته است . بنگريد :
مينورسكى ، سازمان ادارى حكومت صفوى ، صص 71 - 72 . همين اشتباه به كتاب سيورى هم سرايت كرده است . بنگريد : سيورى ، ايران عصر صفوى ، ص 250