تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
جلوه‌گر آيد . با اين كه از آغاز آفرينش ناآشناى آميزش اطوار و بيگانه دوستى و دشمنى اهل روزگار برآمده ، امروز چگونه منظور طوائف انام و ملحوظ خاص و عام تواند بود ؟ جمعى از [ صاحبان ] اغراض كه دلهاشان آكنده است به امراض ، در مقام مخاصمت و منازعت برخاسته ، هدف تير ملامت مىنمايند ، و طائفه‌اى از سرگشتگان بوادى مهمّات و حاجات در كمين آشنايى و ملاقات نشسته ، وسيلهء تحصيل مطالب دينيه و دنيويه مىسازند . با آن جماعت ، اگر در صدد مقاومت و مقابلت برآيد ، مورث اخلاق رذيله مىشود و الا پايمال جهال مىگردد ، و اين طائفه را اگر اجابت كند به دين و دنيا ضرر مىرسد و الا وقت را بر خود شوريده و روز را تيره مىسازد . و نماز جمعه كه غرض اصلى از آن اجتماع و ائتلاف قلوب است ، امروز به مرتبه‌اى موجب جدايى و افتراق گشته كه همگى اتفاق بر نفاق نموده ، قومى به اغواى ساده‌دلان ، خاطرها را در جواز نماز پريشان دارند ، و بعضى در كمتر از فرسخ كه عقلا و شرعا مذموم است ، جداگانه نماز مىگذارند ؛ و گروهى هر هفته مسافت دورى پيش گرفته ، هنگامهء ثالثى از تفرّق اتصال گرم مىسازند و به قبح تفرقه و نفاق نمىپردازند . ساير ناس به نيروى فتنه ، ائتلاف معنوى صفوف مسجد را از هم مىپاشند و به ناخن فساد ، سينهء اهل صدق و صفا را مىخراشند . نمازى كه مقتداى آن صاحب اين اوضاع ، و اجتماعى كه باعث اين افتراق بوده باشد ، چه نور تواند داشت و با آن چه حضور تواند بود ؟ اين همه با زبونى مزاج و صداع بىعلاج و وحشت تمام از اختلاط خاص و عام و انس با تنهايى كه طبع به آن در مدّت مديد خوگر شده ، بنابرين مقدمات ، به خاطر فاتر مىرسد كه اگر رخصت عالى ارزانى شود ، به دستور سوالف ايام در همان گوشهء انزوا و كنج قناعت خزيده و پاى تردد در دامن پيچيده ، دست تلاش از هر مطلب كوتاه داشته باشد و با كمال آرميدگى باطن و ظاهر و جمعيت مدارك و مشاعر ، به دعاى تزايد امام دولت و اقبال و تضاعف مراتب جاه و جلال اشتغال نمايد و به اين تقريب در كار ولىنعمت ادخل بوده باشد . چه با آن حال ، دعا به اخلاص نزديكتر و اجتماع مردم مخلص در آن بيشتر خواهد بود ، با فيضى كه در خلوت به تنهايى يابد و جمعيت نمازى كه با مردم بىغش گزارد ؛ و به خدا سوگند كه قطع نظر از مثوبات اخروى نموده ، احوال دنيوى خود را در قناعت و گمنامى بهتر مىداند و چون هركس حاجتى دارد ، در اين درگاه به انجاح مقرون مىگردد . اين بندهء ضعيف اميدوار است كه دست رد بر جبين او نگذارند و حاجت او را برارند . امركم اعلى . « 1 »
هامش
( 1 ) . نوادر المواعظ ، نسخهء خطى به خط برادرزادهء فيض . نقل‌شده در تعليقات : كلانتر ضرابى ، تاريخ كاشان ، به كوشش ايرج افشار ، صص 500 - 504
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 239 | الشيخ رسول جعفريان