نوعى مىبايست پاسخگوى دشوارىهاى فقهى كه گريبانگير دولت نيز مىشد ، باشند . يك نمونهء جالب كه به صورت شورايى ميان تنى چند از مجتهدان پايتخت و از جمله شيخ الاسلام وقت مطرح شد ، چنين است :
داستان از اين قرار بود كه شمار زيادى از هنديان مقيم اصفهان به كار تجارت مشغول بودند . اينان بر اساس رسوم خود ، در وقت قسم خوردن ، مىبايست « دست بر روغن گداخته گذارند » و قسم بخورند . از آنجا كه اين كار دشوارى بود ، مدعيان آنان زياد شده و چون توان قسم خوردن اينچنينى را نداشتند ، مجبور به تحمل ضرر بودند . يكبار ، شخصى مدعى شد كه شريك من در وقت مرگ مىگفت ، هزار تومان به فلان شخص هندو دادهام و از آنجا كه هندوى يادشده ، نتوانست دست بر روغن داغ بگذارد و قسم بخورد ، در محكمه مجبور به پرداخت وجه شد . به دنبال اين ماجرا ، هندوان به شاه عباس دوم شكايت كردند و شاه براى حل اين مسئله ، دستور تشكيل يك شوراى فقهى از علماى درجه اول را داد . شرحى كه وحيد قزوينى آورده ، چنين است :
صاحبقران ظل رحمان ، طالب آن گشتند كه تحقيق حكم شرعى آن نموده آنچه در باب اهل ذمّه و غير آن با فرمودهء حضرت خالق مطابق باشد ، اجراى آن نمايند ؛ لهذا اركان دولت قاهره را مأمور ساختند كه با اساطين دعائم شرع انور يعنى ميرزا رفيع نائينى و ملا محمد باقر خراسانى و آقا حسين خوانسارى در كشيكخانه در دولتخانهء همايون اجلاس نموده ، تشخيص گفتگوى طرفين نموده ، معروض دارند . امراى عظيم الشأن حسب الفرمان اعلى حضرت ظل رحمان اجلال و تحقيق گفت و شنيد طرفين نموده ، معروض گردانيدند و بعد از عرض مقدمات منظوره انديشه وقت بيشه همايون كه گرهگشاى غوامض امور است ، مجددا مقرر فرمودند كه هريك از علماى ثلاث و مولانا محمد محسن كاشى صورت مسئله را مفصلا قلمى نمايند و به عهدهء راقم حروف فرمودند كه بعد از عرض علماى عظام ، فتوا را به نظر كيميا اثر آن خسرو كيخسرو غلام رساند و بعد از عرض و ملاحظه آن ، چون مقرر چنانست كه اعلى حضرت ظل رحمان در ليالى شهر مبارك رمضان يك شب با علما و فضلا و صلحا افطار نمايند ، شبى كه علماى عظام به اين موهبت عظما سرفرازى يافتند ، مشافهة از هريك حقيقت مسئله را سؤال و از دلايل آن استكتابات كه منشأ خلاف و اختلاف گزيده استكشاف فرمودند و چون به صحّت پيوست كه وجه مأخوذ نه وجه مشروع بوده حكم و الا به استرداد آن صادر گرديد . « 1 »
هامش
( 1 ) . وحيد قزوينى ، عباسنامه ، صص 305 - 306