تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مراحم بلانهايات خسروانه ، عزّ اختصاص و شرف امتياز يافته ، بداند كه عرضه داشتى كه در اين ولا به درگاه معلّى فرستاده بود ، به نظر اشرف اعلى رسيد ، و از مضمون آن چنان معلوم شد كه افادت و سيادت پناه داعيه نمود كه به طواف عتبات عاليات مقدّسات مطهّرات - على مشرّفها افضل الصلوات و اكمل التحيات - مشرّف گشته ، از اماكن شريفه ، هودج ارادت و محمل عزيمت به صوب صواب حرمين شريفين - زادهما الله شرفا و تعظيما - روان سازد . بنا بر شفقت بىغايت شاهى دربارهء آن سيادت و شريعت پناهى ، حكم جهان‌مطاع به حكام و امرا و مستحفظان طرق و مسالك فرموديم كه به سلامت و عافيت گذرانيده ، قدوم آن نقابت و افادت پناه را به اعزاز و اكرام مقارن دارند . ان شاء الله سبحانه توفيق ربانى رفيق طريق آمال و امانى گردد . بايد كه عنايت و عاطفت نواب همايون ما را دربارهء خود به درجهء اعلى تصور نموده ، از روى اطمينان خاطر متوجه گشته ، بعد از استسعاد به سعادت اين موهبت در آن امكنهء متبرّكه و مقامات مشرّفه به دعاوى دوام دولت قاهره كه ورد معهود و ذكر مواظب مشهود آن سيادت مرتبت است ، قيام و اقدام نمايد . و چون مناصب رفيعة المراتب شرعيهء دار العبادهء يزد و توابع به دستور جد ماجد مغفور من حيت الاستقلال و الانفراد به آن نقابت و شريعت پناه مفوّض و مرجوع است ، و در مدت شروع مساعى جميلهء آن افاضت پناه در ترويج شريعت غرّا و تنسيق ملّت بيضا و سلوك سبيل امانت و ديانت و تقوا بر ضمير اشرف واضح گشته ، مقرّر فرموديم كه تا زمان مراجعت او ، سيادت پناه فضيلت دستگاه امير رضى الدين عبد الرضا برادر آن شريعت پناه و نقاوهء اعاظم السادات امير محمد مؤمن خلف صدق او كه به مسامع عزّ و جلال رسيد كه به كمال فضل و صلاح متحلّىاند ، به اتفاق وكلاى عدول مجلس آن نقابت دستگاه به دستور ، متصدّى مهمات شرعيه و متكفّل امور دينيه بوده ، از لوازم آن دقيقه‌اى نامرعى نگذارند و غيرى مدخل نسازد . سيادت و نقابت پناه ، مرتضى ممالك اسلام ، غياثا للسيادة و النقابة و الدين محمد مير ميران وزير و داروغهء دار العبادهء مذكور ، در تقويت و تمشيت مهمّات مشاراليه و امداد و اسعاد مردم و متعلقان او اهتمام نموده ، تقصير مساهله جايز ندارند و سيورغالات او را كه مستمر و برقرار است ، از شايبهء تغيير مصون دانسته ، نوعى نمايند كه وجوه آن به سركار مومى اليه سال به سال عايد و و اصل شود و شكر و شكايت وكلاى مومى اليه را مؤثر شناسند . « 1 » گفتنى است كه وقتى اين عالم از سفر حج بازگشت ، شاه بار ديگر او را براى ادارهء امور
هامش
( 1 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 2 ، صص 624 - 625