تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
زمانى كه وى مورد توجه شاه طهماسب قرار گرفت ، كسانى چون سيد نعمت الله حلى با وى از در دشمنى درآمده ، به تحريك شيخ ابراهيم قطيفى بر ضد وى پرداختند . اين تحريكات سبب شد تا شاه طهماسب به دفاع از محقق پرداخته ، دستور دهد تا مير نعمت الله حلى را از ايران روانهء عراق عرب كنند . در حكمى كه از سوى شاه براى حكام آن ديار دربارهء نعمت الله حلى نوشتند ، به مسئولان آن ناحيه اخطار كردند كه به دليل ظهور « آثار اضلال و اغواى او در ميانهء عوام » لازم است تا او را « در امور شرعيه و عرفيه مدخل ندهند » و حتى اجازهء رفت و آمد وى را با شيخ ابراهيم قطيفى ندهند . پس از آن تأكيد شده بود كه « اگر خلاف اين به ظهور رسد ، وكلاى خاتم المجتهدين ، وارث علوم سيد المرسلين ، قدوة اهل الاسلام نايب الامام عليه السلام - زينا للافاضة - على عبد العالى ، ايشان را به ابلغ وجوه تأديب و منع نمايند ؛ چنانچه موجب عبرت ديگران گردد . » « 1 » همچنين ميان محقق كركى و امير غياث الدين منصور شيرازى نيز كه در سال 936 براى مدت دو سال و اندى نيمى از منصب صدر را بر عهده داشت ، اختلافى پيش آمد . اين اختلاف كه عامل آن از نظر محقق كركى « عدم تقيد مير به شرع اقدس » دانسته شده ، سبب مشاجرهء ميان آنان در حضور شاه طهماسب شد . در نهايت شاه ، جانب طهماسب را گرفته « مير را از صدارت عزل كرده ، چند روزى مير در اردوى همايون به سر برده ، به جانب شيراز روان شد و در آن اوان رحلت نمود » . « 2 » شاه طهماسب خود از اين اقدامش چنين ياد كرده است كه مير در مقام عناد با محقق برآمده و ما هم « طرف حق را منظور داشته ، اجتهاد را به دو ثابت كرديم . » « 3 » زمانى كه محقق كركى زمينه عزل امير غياث الدين منصور شد ، به شاه طهماسب توصيه كرد تا امير معز الدين اصفهانى را كه از شاگردان خودش بود ، به صدارت انتخاب كند . قمى دربارهء او نوشته است كه « مير ، افضل و اتقى و اورع و ازهد و اعلم سادات رفيع الدرجات و نقباى حميده صفات دار السلطنهء اصفهان بود و اكثر مسائل فقهى را از حضرت خاتم المجتهدين شيخ على فرا گرفته بود . » در اين وقت بود كه محقق كركى « خاطرنشان اشرف [ يعنى شاه ] كرد كه هيچ‌كس از سادات و نقبا و علما غير او را لياقت مرتبهء سامى و منصب نامى صدارات نيست . در آن اوان ، مير در اصفهان تشريف داشت ؛ فرمان قضا جريان به احضار او نافذ شد . تا زمان وصول مير به درگاه اعلى حضرت ، مجتهد الزمانى نواب و وكلا جهت او تعيين فرمودند و مهر توقيع ترتيب دادند . » « 4 » بعدها بازهم يكى ديگر از شاگردان محقق كركى با نام مير اسد
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 238 ( 2 ) . همان ، ص 297 ؛ روملو ، همان ، ص 393 ( 3 ) . طهماسب ، تذكرهء شاه طهماسب ، ص 14 ( 4 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، صص 313 - 314 ؛ مقايسه كنيد با : روملو ، همان ، صص 406 ، 510 - 511
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 212 | الشيخ رسول جعفريان