تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
حمايت كند . ما شرح اين مطالب را در بحث مربوط به خراجيه‌ها در دورهء صفوى آورديم . « 1 » شاه طهماسب محقق كركى را خاتم المجتهدين ناميد و عنوان شيخ الاسلام را دربارهء وى به كار برده ، تمام اختيار امور شرعى و حتى عرفى و نيز عزل و نصب قضات و حكّام را براى وى قائل شد . بنابراين با حضور محقق كركى بود كه عنوان شيخ الاسلامى در دورهء صفوى باب گرديد . منصب شيخ الاسلامى در دو دوره ، اهميت بالايى يافت كه از قضا هر دو دوره ، به لحاظ دينى در مجموعهء دورهء صفوى برجسته است . نخست دورهء طهماسب اول با محقق كركى و ديگرى دورهء شاه سلطان حسين با حضور علامهء مجلسى ( م 1110 ) . ابتدا مرورى بر دورهء نخست داريم ؛ سپس مرورى بر دورهء ميانى و پايانى خواهيم داشت . به نوشتهء قاضى احمد قمى « اصل شيخ - يعنى علىّ بن حسين بن عبد العال كركى - از كرك نوح جبل عامل است ؛ در آنجا تحصيل علوم و تصحيح كتب فقهى و احاديث نبوى و امامى نمود . بعد از آن به نجف اشرف نقل نموده ، مدتى در آنجا بود ، « 2 » و در رواج مذهب حق ائمهء اثنا عشر - عليهم صلوات الله - و نشر مآثر شرايع خير البشر - صلى الله عليه و آله - مساعى جميله به ظهور آورد و حقوق شيخ مرحوم بر شيعه بسيار است ؛ مدتى در بعضى اسفار ، همراه اردوى معلى بود ؛ چون روميان عراق عرب را تصرّف نمودند ، اولاد امجاد آن حضرت ذكورا و اناثا ، منازل و املاك و اسباب و جهات خود را گذاشته به ديار عجم آمدند . » « 3 » محقق كركى به لحاظ فقهى ، عالمى ممتاز بوده و چنان كه شهرت دارد ، روش‌هاى جديدى را به لحاظ استدلالى وارد حوزهء فقه كرده است . روانى و سادگى نوشته‌هاى وى ، همراه با استدلال‌هاى صريح و روشن در كنار واقع‌گرايى فقهى وى كه در بحث خراجيه و نماز جمعه و غيره از خود نشان داد ، از او شخصيتى ممتاز ساخته است . اين شخصيت سبب شد تا شاه طهماسب كه خود در دين‌دارى بسيار جدى و فردى متشرّع بود ، به وى علاقه‌مند شده در عراق عرب ، در نزديكى حلّه و نجف زمين‌هايى را به عنوان سيورغال به وى واگذار كند .
هامش
( 1 ) . بنگريد : روملو ، همان ، ص 333 ؛ نيز بنگريد : قاضى احمد قمى ، همان ، ج 1 ، صص 237 - 238 ، 297 ؛ خاتون‌آبادى ، همان ص 490 ؛ مدرسى طباطبائى ، زمين در فقه اسلامى ، ج 2 ، صص 76 - 77 ؛ دربارهء اختلاف مير غياث الدين دشتكى با محقق كركى بر سر مسئله قبله مساجد عراق بنگريد : فارس نامهء ناصرى ، ج 1 ، صص 101 - 102 ؛ تعليقات تكملة الاخبار ، ص 193 - 194 ( 2 ) . بر اساس برخى از اجازات موجود ، وى مدتها در مصر بوده و كتب فقهى و حديثى اهل سنت را نزد عالمان آن ديار فراگرفته است . بنگريد : افندى ، رياض ، ج 3 ، صص 448 - 450 ( 3 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 236 - 237