كارشان را به فرزندانشان بسپارند و اين در صورتى بود كه آنها نيز از طبقه روحانيون بودند . همچنين قضات براى خود تشكيلاتى داشته و كسانى به عنوان نايبان آنها كارهاى مقدماتى را انجام مىدادند تا آنها به درس و بحث خود نيز برسند . « 1 » نمونهء ديگر عبد العالى فرزند محقق كركى است كه به خاطر اشتغال به درس و بحث « جمعى از ارباب تقليد را به فيصل دعاوى مردمان و اصلاح بين الناس مأمور و مرخّص گردانيده بود » . « 2 »
سانسون در تقسيمبندى خود از مقامات روحانى ، از صدر خاصه ، صدر الممالك و شيخ الاسلام نام برده و چهارمين شخصيت روحانى را قاضى مىداند و دربارهء او مىنويسد :
« بعد از شيخ الاسلام ، صاحب منصبى است كه مأمور رسيدگى به دعاوى مدنى و شرعى مىباشد . » موقعيت ارزشى او در دربار چنين است كه : « در پايين محل جلوس شاه بعد از صدر دوّم مىنشيند ، ولى هيچيك از صدور و شيخ الاسلام و قاضى در مهمانىهاى عام شاه حضور پيدا نمىكنند ؛ زيرا در اين مجالس شاه شراب مىنوشد » . « 3 »
در اينجا متن فرمان شاه عباس اول را براى تعيين قاضى براى بخشى از گيلان مىآوريم تا وظايف و حدود كار قضات روشن شود .
حسبى الله بندهء شاه ولايت عباس
جانب هر كه با على نه نكوست * هر كه گو باش ، من ندارم دوست
هر كه چون خاك نيست بر در او * گر فرشته است خاك بر سر اوست
فرمان همايون شرف نفاذ يافت آنكه ، چون به موجب حكم جهانمطاع آفتاب ارتفاع و امثلهء ديوان الصدارة العلية العالية ، اقضىالقضاتى گيلان بيهپيش « 4 » عموما و قضا و تصدّى شرعيات لاهيجان و ديلمان و خرگام و باشجا و آشنيان كماچال و حسن كياده « 5 » و پيشنمازى ، به شريعت و فضيلت پناه ، افادت و افاضت دستگاه قاضى محمد متعلق و مرجوع است و در اين ولايت مشاراليه به درگاه جهانپناه آمده ، التماس حكم تأكيد در
هامش
( 1 ) . تاورنيه ، همان ، 589 . اسكندر بيك دربارهء ميرزا ابراهيم همدانى كه « در همدان منصب موروثى قضا را داشت » مىنويسد : خود كمتر متحمّل مشاغل امر قضا مىشد ؛ نايبانش به قطع و فصل مرافعات مىپرداختند و جناب ميرزا خلاصهء اوقات شريف خود را صرف مطالعه و مباحثه كرده . . . عالمآرا ، ج 1 ، ص 149
( 2 ) . واله ، همان ، ص 430
( 3 ) . سانسون ، همان ، ص 42
( 4 ) . گيلان دورهء صفوى به دو بخش گيلان بيهپيش - بخش شرقى سفيدرود - با مركزيت لاهيجان ؛ و گيلان بيهپس - بخش غربى سفيدرود - با مركزيت رشت تقسيم شده بود .
( 5 ) . از روستاهاى لاهيجان .