تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
داشته باشد ، اختيار تام دارد ، مىنويسد : وى « همچنين بر همهء امور موقوفات و چگونگى عمل ناظران آن نظارت مىكند و متصدّى و مسئول آن‌هاست . » شاردن ضمن تأكيد بر اين كه كار ادارهء موقوفات در اختيار ديوان محاسبات است و صدر نظارت دارد ، از تلاش شاه عباس دوم براى حذف مقام صدر ياد كرده و اين كه مصمم شد تا خود تمامى موقوفات را در اختيار بگيرد . وى صدر خود را نيز به منصب نخست وزيرى گماشت و براى هجده ماه پايانى سلطنتش ، اساسا صدر نداشت ؛ در حالى كه پسر و جانشينش شاه سليمان ، از روش پدر پيروى نكرده و امور مربوط به صدر را به دو قسمت جداگانه تقسيم نمود و هر قسمت را به يكى از دو صدر سپرد . صدر خاصه مسئول ادارهء امور خالصهء دولتى و صدر عامه مأمور تنظيم كارهاى موقوفاتى شد كه اشخاص مختلف وقف كرده بودند . « 1 » شاردن ضمن اشاره به اين كه اين كار از موقعيت صدر كاست ؛ موقعيت صدر خاصه را به لحاظ مسئوليتى كه نسبت به موقوفات سلطنتى دارد ، بالاتر از صدر عامه مىداند . در حضور شاه ، اعتماد الدولة در دست راست شاه ، صدر خاصه در سمت چپ و صدر عامه در پايين دست وى مىنشيند . در همين مجالس ، به محض اين كه « شاه دستور داد جام شراب را به گردش يا ادوات موسيقى را به نوا درآورند » صدر خاصه و عامه از مجلس خارج مىشوند . « 2 » كمپفر با اشاره به موقعيت صدر مىنويسد : « قسمت عمدهء فعاليت ادارى وى وقف آن است كه عوايد حاصل از موقوفات دينى را به مصرف صحيح خود برساند . او كه بر تمام مساجد ، موقوفات و اماكن متبركه رياست فائقه دارد ، محق است كه شهريه و حقوق براى متوليان ، كاركنان و خدام ، مدرسين ، طلاب ، وعاظ و روحانيون از هر درجه و مرتبه به تشخيص خود و بر حسب كفايت آن‌ها تعيين كند ، بر آن بيفزايد ، از آن بكاهد و يا به كلى آن را قطع كند . به همين ترتيب وى شخصا بر حسب تشخيص خود روحانيون عالىمقام شيعه را به كار منصوب مىدارد و يا دستور مىدهد كه روحانيون برجستهء محلى آنان را منصوب كنند . » كمپفر به درستى اين نكته را دريافته است كه « شاه مقام پردرآمد صدارت را كه مورد احترام همهء روحانيون است ، فقط به كسى تفويض مىكند كه با وى خويشاوندى داشته باشد » . همان گونه كه گذشت ، اصولا صدور دورهء صفوى از ميان سادات بود كه از زمان شاه عباس اول ، به تدريج ارتباط سببى نيز با دربار پيدا كردند . در اين باره كه منصب صدارت از آغاز عهد صفوى در اختيار سادات بوده ، افندى با اشاره به صدارت سيد شريف به امير تاج الدين على استرآبادى كه صدر بالاستقلال شاه اسماعيل اول در سال 915 بوده است ، مىنويسد : در آن زمان منصب صدارت به غير سادات واگذار نمىشد ، در حالى كه پيش از
هامش
( 1 ) . دربارهء اين منصب بنگريد : روضاتى ، جامع الانساب ، صص 44 - 45 ( 2 ) . شاردن ، سفرنامه ، ج 4 ، ص 1337
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 202 | الشيخ رسول جعفريان