( 5 ) مشاغل ادارى علما در دولت صفوى
درآمد
با مرور بر رخدادهايى كه در فاصلهء ميان سقوط بغداد در سال 656 تا روى كار آمدن صفويه به سال 906 رخ داده است ، مىتوان ادعا كرد كه در اين دوره ، دو جريان تصوّف و تشيّع از رشد چشمگيرى برخوردار بودهاند . در عوض ، تسنن به ويژه در شرق ، تا حدود زيادى مجبور شده است تا فضا را براى اين دو گرايش خالى كرده و عقبنشينى كند .
در اينكه ملايمت ميان تصوف برخاسته از تسنن ، با تشيع بيشتر است تا تسنن ، ظاهرا ترديدى وجود ندارد . همچنين در اين كه تصوف حركتش را در آغاز در جامعهء تسنن آغاز كرده و سرانجام بخشى از آن ، به دلائل درونى ، به تشيّع روى آورده است ، نبايد شك كرد .
چنين سيرى را در گرايشهاى صوفيانه در قرن هفتم تا نهم هجرى در بيشتر سرزمينهاى اسلامى ، اعم از شامات ، آسياى صغير و بخصوص ايران و هند مشاهده مىكنيم . حتى فرقههايى كه كوشيدهاند تا رنگ تسنن را همچنان حفظ كنند ، در بسيارى از ديدگاههاى خويش ، رنگ تعصّب و خشك سنىگرى را از دست داده و تسليم برخى از الگوهاى فكرى و شخصيتى شيعه شدهاند .
نمونهء بارز يك گرايش عام و حتى اصيل صوفيگرى را به تشيّع ، بايد در خاندان صفويه و خانقاه شيخ صفى دانست . در اين گرايش به تشيع ، آن هم تشيع فقاهتى ، افزون بر دلائل درونى و ارتباطهاى داخلى ، آنچه در ايجاد پيوند خانقاه شيخ صفى با تشيّع مؤثّر بوده ، سه نكته بوده است .
نكتهء اول : زمانى كه مبارزات خاندان شيخ صفى ، رنگ سياسى به خود گرفت ، روشن شد كه از آن پس نمىتوان صرف مراد و مريدى عالم تصوّف را كه به دور از حوادث و جريانهاى سياسى بود ، الگو قرار داد ؛ چون اين مرام به منظور عزلت و گوشهنشينى به وجود آمده بود ؛ اما اينك ، با پيروزى سياسى خانقاه ، وقت آن رسيده است تا انديشههايى كه بتواند با قدرت سياسى - دنيوى پيوند و ارتباط برقرار كند ، به صحنه آيد . براى اين كار ، تفكر شيعى كه در اين خاندان و مريدان علوى آن در آسياى صغير زمينه و سابقهاى داشت ،