تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
كرده است . « 1 » الخراج و المقاسمة از السيد المدرس كه در مدرسه نيم‌آورد اصفهان تدريس مىكرده و در سال 1318 وفات يافته است . « 2 » خراجيه ميرزا يوسف بن عبد الفتاح ( م 1242 ) كه به نوشتهء آقا بزرگ نسخهء آن در اختيار حضرت آية اللّه مرعشى بوده است . « 3 » رسالة فى الاراضى الخراجية ، محمد بن محمد تقى آل بحر العلوم نجفى ( م 1326 ) . « 4 » رسالة فى الاراضى الخراجية ، ميرزا فتاح بن محمد على شهيد تبريزى ( م 1372 ) « 5 »

آئينه شاهى

رسالهء ديگرى كه در باب سياست نگاشته شده و حاوى نكات برجسته و تازه است ، رسالهء آئينه شاهى از فيض كاشانى ( م 1091 ) است كه آن را در سال 1066 تأليف كرده است . « 6 » فيض از دوستان نزديك محقق سبزوارى ( م 1090 ) بوده و از نظر فكرى ، نقاط اشتراك فراوانى ميان آنان وجود داشته است . فيض مدتى را در اصفهان بسربرده ، از نزديكان شاه بوده و به دستور شاه نماز جمعه را در اين شهر اقامه مىكرده است . « 7 » فيض كاشانى ، نخست ، رساله‌اى با عنوان ضياء القلب نگاشت و پس از آن ، ترجمهء فارسى آن را با عنوان آئينه شاهى به شاه عباس دوم ( 1052 - 1077 ) تقديم كرد . وى در اين رساله به عنوان يك حكيم از روابط ميان انسان و حاكم به معناى اعم آن سخن گفته و از هيچ‌گونه استدلال شرعى همچون استناد به آيه و حديث بهره‌اى نگرفته است ؛ گرچه شريعت به عنوان يك عنصر مهم در تحليل وى نقشى اساسى بر عهده دارد . از نگاه فيض ، انسان تحت تسلط پنج گونه حاكم قرار دارد . دو حاكم در درون انسان است : يكى « عقل » و ديگرى « طبع » ؛ دو حاكم هم در بيرون است : يكى « شرع » و ديگرى
هامش
( 1 ) . آقا بزرگ ، ذريعة ، ج 7 ، ص 144 ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، ص 145 . ( 4 ) . چاپ‌شده در : بلغة الفقيه او ، ج 1 ، صص 207 - 365 به نقل از : مدرسى طباطبائى ، زمين در فقه اسلامى ، ج ، ص 1182 ( 5 ) . آقا بزرگ ، ذريعه ، ج 11 ، صص 48 - 49 . استاد مدرسى طباطبائى ، رساله‌هاى ديگرى را در اين باب معرفى كرده است : زمين در فقه اسلامى ، ج 1 ، صص 182 - 183 ( 6 ) . متن اين رساله به كوشش مؤلف همين سطور در انتهاى كتاب « بقا و زوال دولت در كلمات سياسى امير مؤمنان عليه السلام ( قم ، مرعشى ، 1371 ) چاپ شده است . ( 7 ) . در مجموعهء حاضر ، آگاهىهاى فراوانى به صورت پراكنده از فيض ارائه شده كه بيشتر آن در نوشتار « رويارويى فقيهان و صوفيان در دورهء صفوى » فصل مربوط به فيض آمده است .