نادرست شمرده است . در اينجا افندى به دفاع از قطيفى پرداخته و استدلالهاى كركى را نوعى مغالطه دانسته است . اولا از آن جهت كه امام حسن عليه السلام با گرفتن اين مال ، بخشى از اموال خود را به عنوان امام از دست يك طاغى گرفته است . بنابراين بحث تأسى و اقتدا در كار نيست . دوم اين كه امام حسن از روى تقيه و ضرورت اين كار را كرده ؛ كما اين كه در اصل صلح نيز از روى تقيه و مصلحت شيعيان ، عمل كرده است ؛ بنابراين در وقتى كه تقيه در كار نباشد ، بحث تأسى از امام مطرح نمىشود . سوم آن آيهء
لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
[ هود ، 113 ] نافى اخذ جوائز از سلطان جائر است ؛ زيرا گرفتن جائزه با ركون به ظالم ، حكم مقدمه و ذى المقدمه را دارد . البته امام معصوم عليه السلام از هر خطايى مصون است و نبايد وضعيت معصوم با غير معصوم ، يكى دانسته شود . « 1 » افندى در حالى اين مطالب را مىنويسد كه خود از كانديداهاى منصب شيخ الاسلامى اصفهان در سال 1115 هجرى بوده است .
سپس افندى دربارهء قطيفى مىافزايد : وى قائل به حرمت اقامهء جمعه در عصر غيبت بوده و در اين باره ، رسالهاى در رد بر كركى نوشت . همينطور ، ردى بر رسالهء خراجيه كركى نگاشت . سپس با شمردن برخى از آثار قطيفى به اجازهء وى به يكى از شاگردانش اشاره كرده و از آن چنين استنباط كرده است كه علىّ بن هلال جزائرى ، عموى قطيفى بوده است . اين اجازه در سال 928 صادر شده است . افندى مىافزايد : يكى از بحرينىها مدعى شده كه حضرت حجت به ديدار شيخ قطيفى آمده است . « 2 » به نوشتهء افندى ، قطيفى كتاب شرح اسماء الله الحسنى را در سال 934 تمام كرده است . همچنين به نوشتهء افندى ، مرحوم مجلسى ، شيخ قطيفى را در مقايسه با كركى فاقد فضل علمى كافى دانسته ؛ طعن در علم و حتى تدين قطيفى زده و از رسالهاى ياد كرده است كه قطيفى در آن ، سخت بر شيخ على كركى تاخته بوده است . پس از آن مجلسى فرموده است : أين فضله من فضل الشيخ على و علمه و تبحره . « 3 » شگفت آن كه خود علامه در بحار ، دربارهء قطيفى نوشته است : كان فى غاية الفضل . « 4 »
صاحب روضات پس از نقل برخى از مطالبى كه در رياض آمده ، فهرست مفصلى از تأليفات وى را به دست داده و برخى از اجازات او را آورده است . تاريخ اجازهء مفصل او به
هامش
( 1 ) . افندى ، رياض العلماء ، ج 1 ، صص 16 - 17
( 2 ) . گويا بعدها اين خبر را بحرانى در كتابش آورده است . بنگريد : بحرانى ، يوسف ، لؤلؤة البحرين ، ص 158 ؛ خوانسارى ، روضات ، ج 1 ، ص 68
( 3 ) . افندى ، همان ، ج 1 ، ص 19
( 4 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 1 ، ص 46 ؛ خوانسارى ، روضات ، ج 1 ، ص 67