تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
يعنى نماز جمعه ، بحث رضاع و خراج ، بر نوشته‌هاى كركى ، رديه نوشته است . در همهء اين موارد ، موضع او كاملا در مقابل كركى مىباشد . اختلاف كركى با قطيفى به دربار طهماسب نيز كشيده شد ؛ چرا كه امير نعمت الله حلى - شاگرد شيخ ابراهيم قطيفى « 1 » - كه با امير غياث الدين منصور شيرازى ( م 949 ) با يكديگر منصب صدارت دولت طهماسب را داشتند « به جهت خصومت و نزاع [ با ] خاتم المجتهدين شيخ على عبد العالى و موافقت شيخ ابراهيم قطيفى كه معاند خاتم المجتهدين بود ، از صدارت معزول گشته ، به حلّه رفت » . « 2 » حكايت اين اختلاف را روملو مفصل آورده است . وى با اشاره به اين كه امير نعمة الله حلى شاگرد كركى بوده ، اشاره به پيوستن او به قطيفى در اختلافش با كركى كرده است . در اين ماجرا برخى از عالمان ديگر مانند ملا حسين اردبيلى و ملا حسين قاضى مسافر نيز به قطيفى پيوستند . حاصل اين منازعات ، قرار برقرارى جلسه‌اى در محضر شاه طهماسب براى بحث دربارهء نماز جمعه بود كه برگزار نشد . گويا علماى يادشده با امراء هماهنگى كرده بودند تا شيخ على را منكوب كنند ؛ اما از آنجا كه شاه طهماسب مدافع شيخ بود ، كارى از پيش نبردند . گزارش اين اختلاف كه به نوعى بر سر اختلاف نظر علما دربارهء اختيارات فقيه نيز بود ، خواندنى است : امير نعمت الله حلّى از جملهء سادات رفيع ايشان در حلّه بود و فضائل و كمالات آن حضرت و مهارت در علومى كه از لوازم اجتهاد است ، به مرتبه‌اى رسيده بود كه جمعى گمان اجتهاد به دو داشتند و خود نيز دعوى اجتهاد مىنمود ؛ فامّا به اذعان علما مقرون نبود . . . وى از تلامذهء حضرت خاتم المجتهدين و وارث علوم سيد المرسلين ، علىّ بن عبد العالى بود و ترقّيات كلّيه او را از پرتو استفادهء آن حضرت دست داده بود ؛ اما كفران آن نعمت كرده ، حقوق آن حضرت را به عقوق پاداش و تدارك نمود و بنا بر مخاصمه‌اى كه خاتم المجتهدين با شيخ ابراهيم قطيفى داشت و امير نعمت الله مومى اليه ، به رغم او ، از وى استفادهء بعضى مسائل فقهى مىنمود . گاهى كه در پايهء سرير خلافت مصير بود ، كتابات به شيخ ابراهيم قطيفى مىنوشت و او را بر بعضى امور كه مستلزم نقض حضرت خاتم المجتهدين بود ، ترغيب مىكرد ؛ فاما از ارتكاب اين مقوله حكايات نقص به شأن ايشان راه نيافت و انواع آزار و اضرار دينى و دنيوى بر وى عايد مىشد و در باب صحّت صلاة جمعه بدون امام يا نايب امام كه فقيه جامع الشرايط فتوى باشد ، به خلاف رأى حضرت خاتم المجتهدين ، با حضرت مومى اليه در مجلس بهشت‌آيين ، ارادهء مباحثه داشت و جمعى از علما و فقها مثل قاضى مسافر و مولانا حسين اردبيلى و
هامش
( 1 ) . بحرانى ، يوسف ، لؤلؤة البحرين ، ص 165 ؛ بنگريد : خوانسارى ، روضات ، ج 1 : ص 70 ( 2 ) . اسكندر بيك ، عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 144
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 172 | الشيخ رسول جعفريان