تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
احوال و اخبار او كاملا آگاه باشد . از آنجا كه بحث اصلى اين كتاب « سير ملوك » است ، بحث از وزراء در موضوع اين كتاب نيست ( 626 ) در عين حال ، سبزوارى به اختصار به شرح وظايف وزراء نيز مىپردازد و نكات جالبى را بيان مىكند . ( تا ص 632 ) و سپس حكايات فراوانى دربارهء وزراء مىآورد . ( تا ص 656 ) . بحث بعدى وى دربارهء نقش طبيبان است كه جايگاهى ويژه در آن روزگار داشته‌اند ؛ به طورى كه طبيب برجستهء شهر ، شغل حكيم‌باشى را در دربار داشته و در قالب آن تأثير زيادى بر شاه مىگذاشته است . بيشتر اين بخش حكاياتى است كه از منابع متعدد نقل كرده و به لحاظ منبع‌شناسى قابل توجه است ( تا ص 694 ) . آداب تدبير منجمان و مهندسان و ارباب علوم رياضيه نيز پس از آن آمده و پادشاه را توجه به حمايت از آنان داده است . حضور منجم‌باشى در دربار و نقش پيشگويىهاى وى در تصميمات دربار و اثرى كه بر شاه داشته ، يكى از ابعاد مهم تاريخ سلطنت و حكومت در تمام عالم است . سبزوارى شرحى از كتاب‌هاى مهم فن نجوم آورده و به منجم توصيه كرده است تا آن‌ها را بخواند . اين قسمت به لحاظ شناخت مواد درسى دانش نجوم در آن روزگار جالب توجه است ( 698 ) وى همچنين منجمان را از دروغگويى كه سخت گرفتار آنند ، پرهيز داده و مىگويد كه « منجم بايد بر منهج صلاح و تقوا و ديانت ثابت قدم باشد تا او را مناسبت به عالم ملكوتى بوده و از آثار فيض قدسى بىبهره نباشد » . سپس در اين باب حكايات فراوانى نقل كرده است . ( تا ص 725 ) . فصل بعدى اختصاص به آداب تدبير دبيران دارد كه شرحى در وصف و وظايف آنان آمده است . پس از پايان بحث از تدبير اهل قلم ، از آداب تدبير و سلوك پادشاه نسبت به طبقات ديگر بحث شده كه در ابتدا ، آداب تدبير با اهل شمشير آمده است . پس از آن ترجمهء نامه‌اى كه طاهر ذو اليمينين براى فرزندش عبد الله در آداب حكومت نگاشته ، آمده است ( 760 - 772 ) . در ادامه آداب تدبير با تجار آمده كه طبقه‌اى ديگر از چهار طبقهء مورد نظر سبزوارى بودند . پس از آن سخن از طبقهء اهل زراعت نيز كه « ركن عمده در معيشت بنى آدم و تحصيل مواد اغذيه ايشانند » آمده است . ( 780 ) محقق پس از آن بحثى دربارهء « قوانين كليه كه متعلق به ملك است » مطرح كرده است كه نخستين قانون « مشاورت در امور » است . وى پس از بيان چند حديث ، شرحى از فوايد مشورت به دست داده است : « اطلاع بر نهج صواب و طريق مصلحت ؛ احاطه و اطلاع بر وجوه تدبيرات و تجارب هر گروه ؛ حصول مودّت و محبت در قلوب رؤسا و زعما و اعيان سپاه » و چند فايدهء ديگر . ( 783 ) اما مشورت ، بسته به موضوعش ، شرايطى دارد كه وى در اين باره نيز بحث كرده است . « بايد كه مستشار صاحب رأى و عقل صحيح باشد و روزگار