طبقهء علماى حكمت را بالكليّه انكار و تجهيل نمايند و در اين باب مبالغه از حد گذراندهاند . و بسيار باشد كه تكفير ايشان بالكليه نمايند و قائل به اسلام يكى از ايشان نشوند . » ( 599 ) ما در بحث « رويارويى فقيهان و صوفيان در دورهء صفوى » به تفصيل اين قبيل اقدامها را مرور كرده و در عين حال اشاره كرديم كه عباس دوم كه اين كتاب براى وى نوشته شده است ، خود جانبدار حكيمان و درويشان بوده است . « 1 »
به هر روى آنچه اهميت دارد ، اين است كه از نظر سبزوارى كه خود حكيم فقيه است ، حكما در مرتبهاى مقدم بر فقها قرار گرفتهاند . پس از ياد از اهميت حكيمان ، نوبت به گروه دوم از عالمان مىرسد كه مجتهدان هستند . كسانى كه « اطلاع تمام بر آيات قرآنى و احاديث شريفهء اصحاب عصمت و طهارت دارند » و با « ممارست قوانين اصول و فروع و طرق استدلال و بحث » و دارا بودن علومى كه مقدمهء اجتهاد است ، به اين مرتبه دست يافتهاند .
« وجود ايشان جهت ارشاد و راهنمايى خلق از همه چيز ضرورتر است ؛ چه معرفت احكام و دانستن قواعد حلال و حرام » بدون راهنمايى آنان مقدور نيست . طبعا « بر همهء خلق پيروى ايشان و تعظيم حكم و فتواى ايشان واجب و متحتم است » . ( 599 ) در اينجا نيز ، ممكن است ميان مجتهدان واقعى با مجتهدنمايان خلط شود ؛ طبعا بر سلطان است تا ميان مدعيان و عالمان اصيل تفاوت گذارد .
گروه بعدى مفسران و محدثان و فقيهان هستند كه به مرتبهء اجتهاد نرسيدهاند ؛ اما به هر روى « ممارست معرفت آيات و تفاسير نموده ، يا با كتب حديث آشنايند و يا كتب فقهى را مطالعه كردهاند » . پايينتر از اين گروه ، دستهء اديبان هستند كه به لغت و عربيت و نحو و صرف مىپردازند .
طايفهء ديگرى كه در كنار اين گروه قرار داده شدهاند ، سادات هستند كه در مجموعهء تشكيلات دينى دورهء صفوى ، همانند بسيارى از نقاط ديگر دنياى اسلام جايگاهى ويژه دارند . « 2 » سبزوارى پس از نقل رواياتى در اين باره ، از پادشاه خواسته است تا « در ايصال وظايف و سيورغالات ايشان اهتمام ورزد و از احوال فقراى سادات و ايتام و بيوهزنان ايشان غافل نگردد و حقوق اخماس و غير ذلك به ايشان برساند و اشراف و نقباى سادات و صاحبان خاندانهاى بزرگ و رفيع را بزرگ مرتبه دارد » ( 601 ) . وى همينجا از پادشاه خواسته است ، تا در عين توجه به زهاد و عباد ، فريب شيادان و دروغگويان و مدعيان كرامات و خوارق عادات را نخورد .
هامش
( 1 ) . بنگريد : وحيد قزوينى ، عباسنامه ، صص 255 ، 321
( 2 ) . مقام مهم صدارت در دورهء صفوى تنها اختصاص به سادات داشت . بنگريد : اسكندر بيك ، عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 144