وحدت و الفت در جامعه ، بر پادشاه و در واقع اولياى دولت لازم است تا دستهها و طبقات مختلف تعريف شده و در عين حفظ « تساوى » ميان آنان ، با هر طبقه ، متناسب با اوضاع و احوال آنها برخورد شود . در نگاه سبزوارى ، شرط نخست در عدالت ، رعايت حرمت هر طبقه ، متناسب با وضعيت آن است .
وى براى شرح برخورد سلطان با مردم ، جامعه را تشكيل شده از چهار طبقه مىداند .
نخست اهل قلم به مانند علما ، حكما ، فقها ، وزرا ، قضات ، كتّاب ، مهندسان ، طبيبان ، منجمان و شعرا « كه قوام ملك و دين به مساعى افكار و اقلام ايشان » بسته است .
دوم اهل شمشير ، مانند دليران ، مجاهدان و حافظان قلاع و سرحدّها و سرداران و ساير لشكريان « كه نظام امنيت و آسايش خلق بىصولت تيغ ايشان صورت نگيرد » .
سوم ارباب معاملات مانند تجار و محترفه و ارباب صناعت « كه در تدبير مأكول و ملبوس و مسكن و ساير حوايج » فعاليت مىكنند .
چهارم اهل زراعت مانند دهقانان و برزيگران « كه قوت و غذاى خلق مهيّا دارند و بقاى نوع انسانى بىمدد ايشان محال است » .
اين گونه بحث طبقاتى ، به رغم آن كه به لحاظ شغلى امرى واقعى است ، تا اندازهاى مىتواند تأثير انديشههاى سياسى - اجتماعى دورهء پيش از اسلام در خداىنامهها و متون سياسى آن روزگار باشد كه ميراث آن به دنياى اسلام رسيده است .
شرط دوم در اجراى عدالت آن است كه با در نظر گرفتن وضعيت اخلاقى و انسانى اشخاص ، به آنان مسئوليت و امكانات واگذار كند و در اين ميان ، ميان انسانهاى خيّر و شرير تفاوت بگذارد . شرط سوم اجراى عدالت آن است كه صرف نظر از آن كه هر كسى در هر طبقه قرار دارد ، در سه چيز يعنى سلامت ، مالكيت و كرامت انسانى ، تفاوتى با ديگران نداشته باشد . ( 513 ) . پايهء حقوقى تأمين حقوق مردم نيز تعريفى است كه شرع از حق كرده است . البته بر پادشاه است كه پس از مراعات عدالت ، به احسان بپردازد .
سبزوارى در ادامه به ارائه نصيحتها و موعظههاى خود به پادشاه براى رعايت عدالت و تأمين حقوق مردم ادامه مىدهد ؛ شاه نبايد به سعايت اشخاص در حق يكديگر گوش بدهد ؛ امنيت شهرها و راهها را تأمين كند ؛ دست از راحتطلبى بردارد ؛ اسرار حكومت را حفظ كند و مشورت با اصحاب عقل و تدبير و همت و عزّت نفس را پيشهء خود سازد .
همچنين تحقيق و تفحص در اوضاع بلاد ، فرستادن جاسوسان براى آوردن اخبار صحيح دربارهء دشمنان و صاحب منصبان ، يكى ديگر مسئوليتهاى اوست . اينها مطالبى است كه در نوع سياستنامهها آمده و خود سبزوارى تصريح دارد كه « اين است ملخّص آنچه در كتب حكمت عملى در سياسات و تدبيرات ملوك مذكور شده » و به دقت ، مقصودش
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١٥٨