سخن گفته است ؛ به طورى كه « در اوايل دولت آن حضرت - يعنى عباس اول - به غير از حاتم بيك اعتماد الدولة ، كسى لجام طلا استعمال نمىكرد . بدين سبب مردم را كمال رفاهيت و آسايش بود و ملك معمور بود و رعيّت آسوده و خزانه معمور و لشكر با سرانجام . آن حضرت را چندين مرتبه بر عساكر قيصر و خانان تركستان غلبه رو داد و بسيارى از ممالك موروث كه در ايام فترتها از تصرف بيرون رفته بود ، فتح نمود ، و فتوحات عظيمه او را ميسّر شد . در يك سال ، سه ملك مانند عراق عرب كه از مواضع معتبر ايران زمين بلكه خلاصه و زبدهء ربع مسكون است ، و ملك قندهار و قلعهء هرمز به تصرّف اولياى دولت آن حضرت درآمد » . ( 471 - 472 )
سلطان و رسالت امر به معروف و نهى از منكر
از ديگر مباحث قسم اول كه از سويى به مسائل شخصى و از جهتى ديگر به مسائل حكومتى بر مىگردد ، بحث امر به معروف و نهى از منكر است . وى در عنوان علاوه بر مسألهء امر به معروف افزوده است : « و تعظيم شرع و ملت و تقويت علما و صلحاى كرام و اهل دين » . ( 473 ) وى پس از نقل رواياتى در اين باب ، به بيان شرايط امر به معروف و نهى از منكر پرداخته است . پس از آن ، سبزوارى اين نكته را گوشزد كرده است كه اين تكليف ، تنها وظيفهء افراد نيست ، بلكه لزوم آن « بر ملوك و سلاطين بيشتر است » .
يكى از آن جهت كه « اقتدار و تسلط ايشان از همهكس بيشتر است . . . ديگر آن كه مردم همه بر دين و طريقه و مسلك پادشاهانند » . ما بحثى مستقل دربارهء امر و به معروف و نهى از منكر در دورهء صفوى در اين مجموعه داشتهايم و در آنجا برخورد سلاطين صفوى را با اين تكليف تا اندازهاى شرح داديم . سبزوارى سه نوع اقدام را براى انجام اين وظيفه توسط سلطان لازم مىشمرد : نخست از راه سخن گفتن و نصيحت . شاه مىبايست « اگر از كسى منكرى ببيند ، خصوصا از خواص و نزديكان و مقرّبان و نوكران و عمّال ديوان ، كمال رنجش و وحشت تمام اظهار نمايد . . . اگر منكر ظلمى باشد ، در ايصال حق به مظلوم و دادرسى او تغافل نورزد » . ( 481 ) كار دومى كه سلطان مىتواند بكند ، صدور فرامين در باب امر به معروف و نهى از منكر است . لازم است اين فرامين را « در عهدهء حكّام شرع و عرف نويسند كه هرگاه علانية و صريح در اسواق و بازارها و محاضر و مجامع فسقى ببينند ، در رفع و دفع آن اهتمام لازم دانند . . . چنان كه طريقهء نواب فردوس مكان . . . شاه طهماسب بوده . راه سوم نيز استفاده از محتسبان كه از سوى سلطان « در اطراف ممالك محروسه » نصب شوند و در « ازالهء منكرات و دفع بدع و محرّمات سعى نمايند » . ( 485 ) وى پس از نقل حكايتى به بيان شرايط لازم در محتسب پرداخته است : معرفت منكر ، تعريف و تعليم به