تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
وعظ و نصيحت ، عنف ، تعيير « منكرات ، يعنى كسر آلات مناهى از طنبور و عود و چنگ و رباب و غيره و ريختن خمر و كندن جامهء حرير و مغصوب و بدر كردن غاصب از خانهء غاصب و امثال اينها » ؛ تهديد به ضرب و مباشرت . سپس يك‌يك آن‌ها را شرح داده است . ( 488 - 490 ) طبيعى است كه سلطان از جهت ديگرى نيز مىتواند مجرى اين تكليف باشد و آن اين كه خودش « مراعات صلاح و انفلاع - بريدن - از فسق و فساد » را بكند . مردم تابع سلاطين خود هستند و اگر آنان رعايت كنند ، مردم نيز رعايت خواهند كرد . همچنين ، سلطان با احترام به طبقه عالم و اظهار دوستى به اهل صلاح مىتواند به كار امر به معروف كمك كند . اگر سلطان « از ترك و تازيك صلاح و نيكوكارى را بپسندد » و به اين جماعت احترام بگذارد ، اينها به صورت ارزش درآمده ، ديگران به آن ارزش‌ها رغبت خواهند كرد . همچنان كه بىاحترامى سلطان به افراد فاسد ، نيز به اين امر كمك خواهد كرد . سبزوارى اين مسئله را از زاويهء ديگرى نيز مورد توجه قرار داده است . در واقع يكى از اهرم‌هاى اجراى اين تكليف شرعى ، عالمان هستند . سلطان مىبايست با توجه به آنان و تقويت كسانى كه « به سمت صلاح و سداد موصوف باشند . . . و در تقويت دين و اقامت مراسم شرع مبين » تلاش مىنمايند ، اقدام كند . به نوشتهء سبزوارى سلطان مىبايست تا اين گروه را « تعظيم و احترام نمايد و متكفّل معاش ايشان باشد و در توسيع معاش و ارزاق ايشان تقصير ننمايد و ايشان را معتمد و مؤتمن داند و حوايج ايشان را به انجاح مقرون مىداشته باشد و شفاعت و شكايت ايشان را در هر باب مؤثر داند ، و در ازدياد وظايف و انعامات و اهداى خلع و تكريمات نسبت به ايشان مبالغه مىنموده باشد و حكام و امراى اطراف ملك را به توقير ايشان مأمور سازد و احكام مطاعه به اطراف ممالك مشعر بر تعظيم شريعت و دين و توقير اهل ملت و احياى مراسم شرع مبين و رفع بدع و ضلالت مىفرستاده باشد تا چون اهل علم و دين و حافظان شرع و اصحاب صلاح و زاهدان و عابدان مكرم و معظم و موقّر بوده باشند ، رغبت مردمان به اين مسلك بسيار شود » ( 491 ) . سبزوارى در اينجا تأكيد دارد كه شاه بايد عالم را از جاهل تشخيص دهد و با استفاده از قدرتى كه دارد ، اجازهء ندهد تا منبر و محراب مساجد به دست افراد نادان بيفتد . « پادشاه تمييز ميانهء مراتب اهل دين و علم و تقوا مرعى دارد و در وظايف و انعامات و اكرامات و تعظيمات ، موافق اندازهء حال و صلاح و كمال ، عمل نمايد و مدعيان بىمعنى را كه هميشه با اهل دانش و كمال ، بىقابليت و استحقاق ، دعوى تفوّق و مساوات مىكنند ، در حدّ و مرتبه خود بدارد . . . بر پادشاه لازم است كه محراب و منبر را - كه در اصل مكان پيغمبران و امامان است - از مردم باطل بىحاصل نگاه دارد . . . و بسيار كسان باشند كه با قلّت معرفت و عدم