كه در غرر و درر آمدى يا نهج البلاغه آمده ، آورده است ( 189 - 192 ) اقدام مؤلف در نقل يكجاى كلمات امير مؤمنان عليه السلام در مباحث بعدى ادامه مىيابد ( براى نمونه 322 - 326 ) پس از آن در زمينهء عدل ، به بيان داستانهاى تاريخى دربارهء تظلم خواهى مردم از شاهان و اميران و اقدام مثبت آنان ، روى مىآورد كه طبق معمول برخى از آنها منسوب به انوشيروان است ؛ در ادامه از سلاطين دورهء اسلامى نيز ياد كرده است . بسيارى از اين حكايات در سياستنامهء خواجه نظام الملك و پس از آن در ديگر آثار سياسى مشابه آمده است .
در تمام اين داستانها محور پادشاه بوده و تأكيد بر آن است كه وى بايد با اقدامات و رفتارهاى خود به عدالت عمل كند . البته بعدها خواهيم ديد كه ايشان به اجزاى ديگر حكومت و نقش و تأثير آنها در تأمين امنيت و عدالت خواهد پرداخت ؛ اما اصولا قالب سياستنامهها ، قالبى است كه پادشاه در رأس و ديگران در ذيل آن قرار دارند . به اعتقاد سبزوارى ، شاه براى « مراعات قانون معدلت » مىبايست اولا « بسيارى حبّ و فراغت و آسايش را ترك كند » يعنى وقت زيادى براى ادارهء امور بگذارد ؛ براى مثال « در نصب و عزل عمال و ارباب مناصب انديشهها بايد كرد و مشاورات بايد نمود و به حقيقتها بايد رسيد » .
دوم آن كه « سخن خوشامدگويان را در نظر پادشاه چندان وقعى نباشد » . پادشاه نبايد اجازه دهد كه دروغپردازان ، واقعيات را از وى كتمان كنند ؛ در عوض بايد سخنان « حلالنمكان را كه از روى غمخوارى مىگويند ، هر چند تلخ باشد » بشنود . ( 201 ) سوم داشتن يك نظام دادخواهانه و قضايى نيرومند است ؛ شاه بايد « كسان به جهت ديوان و دادرسى رعيت و مظلومان تعيين نمايد » آن هم اشخاص قابل و مطمئن . چهارم آن كه « پادشاه از حال مظلومان و ستمرسيدگان متفحّص باشد » . وى در اينجا نقلى از خواجه نظام الملك و كتاب او آورده و افزوده است كه از آن متن تنها « چند موضع كه لفظ غير مأنوس بوده » عوض كرده است . ( 203 ) « 1 » اين نقل كه شرح چند حكايت نيز هست ، بسيار مفصل است . ( تا ص 228 ) چنان كه نقل حكاياتى ديگر در اين باره تا ص 247 ادامه مىيابد .
پس از بحث عدل كه به نظر مىرسد جاى آن در قسم دوم كتاب بوده ، سبزوارى به بحث از شكر و سپس صبر و توكّل و رضا پرداخته و چون به هر روى كتاب براى سلاطين و امرا نوشته شده ، پس از شرح قرآنى و حديثى و فلسفى اين مباحث ، داستانهايى از زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام و سپس شاهان آورده است . استفاده از
هامش
( 1 ) . سبزوارى در ص 345 روضة الانوار نقلى هم از كتاب وصاياى خواجه نظام الملك كه براى فرزندش نوشته ، آورده است . وى در موارد ديگرى هم از سياستنامه ، با ذكر نام كتاب ، مطالبى نقل كرده است .
بنگريد : صص 425 - 438