تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و استحكام اساس پادشاهى و تأسيس مراسم جهاندارى » است كه بايد انجام دهد . باب نخست در شمارش « آداب و سنن پادشاهى » . باب دوم در آداب تدبير و سلوك پادشاه نسبت به طايفهء اهل قلم شامل « علما ، حكما ، فقها ، اهل شرع ، وزراء ، قضات ، اشراف ، اطبا منجمان ، كتّاب ، منشيان ، محاسبان و مستوفيان و . . . » باب سوم در آداب تدبير پادشاه نسبت به طبقات ديگر . باب چهارم در ذكر بعضى قوانين كليه كه متعلق است به ملك . و باب پنجم ، تفسير عهدنامهء امام على عليه السلام به مالك اشتر كه در « قوانين حكومت » نوشته شده است . سبزوارى در ضمن مباحث مربوط به اخلاق دينى و فردى و بيان رابطهء انسان با خدا ، با توجه به اهميت عبادات مختلف ، از نماز جمعه و اهميت آن سخن گفته و پس از نقل چند روايت ، به شرح مخالفت‌هايى كه در زمان وى با اقامهء جمعه مىشده ، پرداخته است . ( 138 ) ما اين مطالب را در مبحث نماز جمعه در دورهء صفوى به تفصيل آورده‌ايم . نكتهء مهم آن اين است كه وى در اين باره از شاه استمداد كرده ، مىنويسد : حضرت واهب منان - تعالى شأنه - نواب اشرف اقدس اعلى را توفيق آن بدهد كه متوجهء همهء امور شده ، نظم و نسق شرعيات را به وجه اعلى برساند و تمييز هر حقى بر وجه اكمل به جا آورد و محق را از مبطل متميّز سازد » ( 139 ) سبزوارى بحث مفصلى دربارهء توبه آورده و با نقل آيات و روايات ، به شرح توبهء برخى از بزرگان پرداخته است . دو مورد مفصل آن ، يكى توبهء حضرت آدم است و ديگرى توبهء شاه طهماسب صفوى كه خبر آن را به نقل از صدر جهان طبسى آورده ( 167 - 171 ) و ما گزارش آن را در مقالهء « امر به معروف و نهى از منكر در دورهء صفوى » آورده‌ايم . محقق در بحث از « اخلاق شريفهء نفسانيه » ابتدا از صفت عدل آغاز مىكند كه براى همهء مردم ، به ويژه براى « ملوك و سلاطين » بسيار زيبنده است . آگاهيم كه ادبيات عدل در كتاب‌هاى سياسى اسلامى ، يكى از غنىترين مباحث است . وى پس از نقل چند آيه و حديث ، نه نتيجه براى عدل‌گرايى سلاطين بيان كرده كه مهم‌ترين آن‌ها رضايت خدا و خلق و حاصل آن در « معمولى و آبادانى ملك » است ( 184 ) به مناسبت ، سه عنصر را در حفظ پادشاهى دخيل مىداند . يكى كه در سرّ است مربوط به رابطهء شاه و خدا آن است كه « خداى از او راضى باشد » . دوم كه در جهر است « محافظت از رعيت و خزانه و لشكر و نصب مردان كاردان است » . و سوم كه در سرّ و جهر هر دو است « عدل و احسان و كوتاه كردن دست تعدّى ظالمان » از سر مردم است ( 186 ) در اين زمينه‌ها ، بهترين كلماتى كه بجز داستان‌هاى كهن ايرانى و غيره مورد استناد محقق است ، سخنان زيباى امير مؤمنان عليه السلام است كه در ارتباط با عدل و ظلم بسيار غنى است . وى در اين باره ، يك جا دهها نقل كوتاه از نقلهايى
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 152 | الشيخ رسول جعفريان