تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
در اين سبك نوشته‌ها ، همان گونه كه گذشت ، توصيه به اجراى احكام دينى و رعايت حرمت عالمان و توجه به نظرات آن‌ها مىشود ؛ اما به مفهوم امامت و خلافت به لحاظ شرعى توجهى صورت نمىگيرد . شناخت اين كه ، اين دو گونه آثار چگونه و در چه نقطه‌اى تلاقى مىكنند ، كار دشوارى است ؛ به ويژه اگر فقيهى را بتوان يافت كه در اثر فقهىاش ، نامى از سلطان به ميان نياورده و به نيابت فقيه - دست‌كم در برخى از امور - اعتقاد دارد ؛ و در اثر سياسىاش ، اساس كار را بر محور سلطنت نهاده و تنها توصيه به احترام نهادن به شريعت و شريعت‌مداران مىكند . اين چيزى است كه در انديشهء محقق سبزوارى - كه روضه الانوار او را مرور خواهيم كرد - وجود دارد . بحث در اين باره ، يكى از جدىترين مباحث تاريخ انديشهء سياسى شيعه است ؛ اما با وجود اين ، گام‌هاى ناقصى در اين باره برداشته شده است كه آن‌ها نيز نه تنها فاقد نگرش اصيل به جنبه‌هاى فقهى و مواد تاريخى لازم است ، بلكه چگونگى نگرش موجود در آن‌ها نيز متأثر از قالب‌هاى تحقيق و بررسىهاى غربى است كه متأسفانه بخش زيادى از تحقيقات برخى از متجددان را به خود اختصاص داده است . هدف ما از ارائهء اين بحث ، مرور بر چند گونه نوشتهء سياسى از دورهء صفوى است . نخست مرورى بر كتاب روضة الانوار محقق سبزوارى ( م 1090 ) خواهيم داشت . پس از آن بر چند رسالهء خراجيه مرور كرده ، و به دنبال آن ، از چند نوشتهء ديگر در اين باب به اجمال سخن خواهيم گفت .

مرورى بر روضة الانوار

محمد باقر بن محمد مؤمن خراسانى مشهور به محقق سبزوارى ( م 1090 ) است كه در وقت وفات هفتاد و دو سال داشته و بنابراين تاريخ تولدش 1017 يا 1018 بوده است . « 1 » وى در اصل سبزوارى است ؛ مدتى را در عراق گذرانده و پس از آن در اصفهان مىزيسته است . در دوران تحصيل از چندين عالم به نام بهره برده است ؛ در معقول و فقه ، از ميرفندرسكى و شيخ بهايى و در حديث از محمد تقى مجلسى . « 2 » چندين نوشته فقهى از وى برجاىمانده است كه مهم‌ترين آن‌ها ذخيرة المعاد فى شرح الارشاد و كفاية الاحكام است كه هر دو به چاپ رسيده است . همچنين دربارهء نماز جمعه كه آن را واجب عينى مىدانسته ، رساله‌اى نگاشته است . در فلسفه نيز نگارشاتى دارد كه از آن جمله حاشيه بر الهيات شفا است كه به چاپ نيز
هامش
( 1 ) . بنگريد : افندى ، رياض العلماء ، ج 5 ، ص 44 ؛ حبيب‌آبادى ، مكارم الآثار ، ج 3 ، ص 823 ( 2 ) . آقا بزرگ ، الروضة النضرة ، ج 1 ، ص 72