تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
اين دست آثار كه افزون بر اعتناى به شريعت ، بر نوعى نگرش عرفى و واقع‌نگرى دنيوى تأليف شده ، در تمام دوران اسلامى و تا نزديكى مشروطه ادامه داشت ، گرچه در اين اواخر ، اين آثار نه زيبايى متون كهن را به لحاظ نثر داشتند و نه نوآورى و ابتكار جديدى در نحوهء انديشيدن در خود داشتند . « 1 » پس از آن ، سنّت سياست‌نامه‌نويسى تحت تأثير نگرش جديد ، به كنارى نهاده شده و دور جديدى در ترجمهء متون سياسى غرب جديد آغاز گرديد . گفتنى است كه سياست‌نامه‌ها بيش از آن كه در صدد بيان فلسفه سياسى باشند به علم سياست به معناى چگونگى برخورد حاكمان و مردم مىپردازند ؛ اما از ماهيت حكومت كمتر سخن مىگويند . تأليف آثار سياست‌نامه‌اى ، در روزگار صفوى ادامه يافت و آثار چندى از سوى عالمان اين دوره ، تأليف شد كه برجسته‌ترين آن‌ها كتاب روضة الانوار عباسى اثر محقق سبزوارى ( م 1090 ) است . در زبان عربى نيز اين قبيل آثار فراوان نوشته شده است كه از جمله مىتوان به كتاب سراج الملوك از محمد بن وليد طرطوشى « 2 » و كتاب بدايع السلك فى طبايع الملك از ابو عبد الله بن الازرق ( م 896 ) ياد كرد . « 3 » اين قبيل آثار را نبايد در امتداد يا كنار آثارى چون احكام السلطانية ابو الحسن ماوردى يا حتى سلوك الملوك فضل الله بن روزبهان خنجى ( م 927 ) قرار داد ؛ چرا كه نگرش آنان ، بيش از آن كه بر محور وزارت و سلطنت باشد ، بر نوعى حكومت فقهى و شرعى است . گفتنى است كه بخش مهمى از مطالب موجود در سياست‌نامه‌ها ، داستان‌ها و عبرت‌هاى عينى - تاريخى است كه به عنوان شاهدى براى توصيه‌هاى سياسى و اخلاقى ارائه مىشود . به همين دليل ، اين قبيل آثار به نوعى آثار تاريخى - سياسى نيز محسوب مىشوند . البته بيشتر اين داستان‌ها ، بازسازى شده و به صراحت قابل استناد تاريخى نيست . آنچه در اين بررسىها به صورت يك تفاوت اساسى ، اهميت دارد ، اين است كه در آثار دينى ، به ويژه در فقه و كلام سياسى شيعه ، محور و اساس ، اجراى دين در چهارچوب امامت يا خلافت بوده و كمتر نامى از سلطان به ميان مىآيد . در فقه شيعه ، اگر از سلطان هم سخن به ميان مىآيد ، يا مقصود از سلطان عادل ، امام معصوم است ، يا اگر غير آن باشد ، لاجرم مقصود سلطان جائر است . در حالى كه در نوشته‌هاى سياست‌نامه گونه ، حتى در ميان شيعه ، بحث به طور اساسى دربارهء سلطنت و نوع رفتار و روش برخورد او با مردم است .
هامش
( 1 ) . دانش‌پژوه ، محمد تقى ، چند اثر فارسى در اخلاق ، فرهنگ ايران زمين ، ج 19 ، ص 261 - 284 ؛ دانش‌پژوه ، نشريهء كتابخانهء مركزى دانشگاه دربارهء نسخه‌هاى خطى ، ج 1 ، صص 211 - 227 ( 2 ) . تحقيق جعفر البياتى ، بيروت ، رياض الريس ، 1990 ( 3 ) . تحقيق دكتر على سامى النشار ، بغداد ، وزارة الاعلام ، 1977 ، 2 ج .