تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 892

مساهمون:

ص٨٩٢
شتران كوه كوهان نرم‌رفتار و آلات حرب و اجناس گرانمايه بالتمام غنيمت كافران گشت . موراو مردود پس از آن به محاصرهء قلعهء تفليس شتافت ؛ چه در آن وقت كريمه‌اى از كريمان خاندان اقبال يعنى صبيهء عيسى خان شيخاوند ، كه به دختر داماد پادشاه صفوى انتساب بود ، مرافق آن اردو به جانب گرجستان ارسال داشته بودند كه نامزد يكى از فرمانفرمايان گرج بود تسليم وى نمايند . در تضاعف اين داروگير توپچيان نور و كجور و رستمدار موازى دويست نفر رخت مهد عليا به قلعهء تفليس كشيدند و تا گرجيان از استيصال اردو فراغت يافتند آن توپچيان نيز قلعه را استحكام داده بر فراز برج و باره قرار گرفتند و به زخم تفنگ مرگ آهنگ آن كافران را از تصرّف قلعه مانع آمدند و مسرعى تيزرو به طرف پادشاه جهاندار ارسال گردانيده صورت حال معروض داشتند و پيغام گذرانيدند كه : « تا دو ماه به قليلى آذوقه كه داريم اكتفا مىتوانيم نمود ، اميدوار به مدد و معاونت پادشاه جهان‌پناهيم و خلاصى از كرم واهب بىضنّت طمع داريم » . اين خبر موحش در فرح‌آباد جنّت بنياد مسموع بارگاه جلال گشته از مخالفت آن مردود نابكار به غايت استعجاب نمودند و بر فوت آن سردار نامدار و تضييع سپاه از در كارزار و غفلت از وضع آن مردود غدّار خاطر خطير همايون به غايت متأثر گشته ملال و اندوه بر طبيعت فردوس نزهت راه يافت . پس در مقام انتقام مرتبه‌اى ديگر [ 492 ب ] سپاهى مستعدّ از در كارزار ترتيب دادند و عيسى خان قورچىباشى را سردار آن سپاه گردانيده به دفع فساد و استيصال آن مردود بداعتقاد نامزد فرمودند .

205 ذكر توجّه نمودن نوّاب عيسى خان قورچىباشى شيخاوند با جنود آذربايجان به دفع فساد و فتنهء موراو مردود و به قتل رسيدن اكثر جنود موراو و به تفرقه انجاميدن اجتماع آن كافران به توفيق خالق انس و جنّ .

چون خبر موحش استيصال سپاه قرچغاى خان و به قتل رسيدن وى و يوسف خان از فريب و روباه‌بازى موراو مردود به مسامع جاه و جلال فريدون جاه رسيد بر مصون ماندن از اذيّت و نكايت آن كافر متهوّر به هنگام آن كه ساحت جلال حضور از وجود