تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 895

مساهمون:

ص٨٩٥
زوجه‌اش ، كه موراو مردود بر سبيل أسر به گرجستان برده بود ، طلب دارند و اگر ابا را مشاع ورزند شاء أم لا ايشان را از روى قهر و غلبه به تصرّف درآورده به پايهء سرير اعلى رسانند . و اين عبد الغفّار از جمله غلامان خاصّهء شريفه به تقرّب سرافراز بود و خواهر وى از خدمهء حرم محترم پادشاه جهاندار بود و به خدمات نزديك در حرم منصوب و دختر نوّاب الله‌ويردى خان قوللرآقاسى در عقد ازدواج وى واقع بود و موراو مردود ايشان را از اردوى قرچغاى خان به گرجستان برده در قلعهء قراقلخان محبوس مىزيستند . همگى همّت و الا بر آن مصروف بود كه وى را با زوجه‌اش به درگاه جهان‌پناه آورند ، لاجرم عيسى خان را به آن امر مأمور گردانيد . نوّاب عيسى خان شاه‌بند خان والى [ 494 ب ] تبريز و قزّاق خان حاكم شيروان ، كه بعد از فوت يوسف خان به حكومت شيروان نصب بود ، و خسرو ميرزا را با پانزده هزار سوار از توپچيان هر محال به امر پادشاه جهاندار بدان خدمت بازداشت و آن نامداران مجاهد متوجّه قلعهء قراقلخان گرديدند . اين قلعه بر فراز جبل شامخه‌اى افتاده كه دست تصرّف متوطّنان خاك از دامن آن كوتاه است و ارتفاع اوج كيوان نسبت به آن به حدّى كه نه سيمرغ و هم را بر خاك‌ريزش مجال طيران و نه شاه‌باز انديشه را بر شرفاتش امكان مكان ، بيت :
چنان قلعه اندر جهان كس نديد * كه بر آسمان نردبان كس نديد
طهمورث خان از سطوت پادشاه ايران رخت به آن قلعه كشيده بر استظهار آن بر سركشى اقدام مىنمود . بالجمله آن سپاه نامدار در ركاب امراى عالىمقدار به طرف قراقلخان نهضت نموده عقبات سخت و بيشه‌هاى پردرخت ، كه از تشابك اشجار باد را امكان مرور نبود ، طىّ فرمودند تا به ظاهر قلعه نزول نمودند و عبد الغفّار را با زوجه‌اش طلب داشته امر جهان‌مطاع و مبالغه در طلب ايشان نزد ساكنان آن قلعه ابراز نمودند كه : « تا ايشان را تسليم ننمايند مراجعت نمودن اين سپاه محال است . » محافظان آن قلعه به دين و آيين خود قسم ياد نمودند كه : « عبد الغفّار در اين قلعه نيست و از مقامش خبر نداريم امّا زوجه‌اش كه در اين قلعه مقيم است تسليم مىنماييم » . و بعد از سه چهار روز زوجهء وى را تسليم نمودند . نوّاب داود خان همشيرهء خويش را به تصرّف درآورد . امراى نامدار در عدم وجود عبد الغفّار اهل قلعه را مصدق دانستند و مراجعت نمودند . امّا موراو مردود و طهمورث پس از عبور [ 495 الف ] سپاه رزم‌خواه از آن عقبات سخت و درّه‌هاى پردرخت ، اشجار عظيمه قطع نموده بر گذرگاه سپاه به مسافت نيم
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 895 | ميرزا بيگ جنابدى