متوجّه سپاه قزلباش گرديدند . در صدمهء نخست توپچيان بر ممرّ آن سيل منحدر افتاده آن بيچارگان آن مقدار فرصت نيافتند كه به آتش دادن تفنگ پردازند . از روى اضطرار و اضطراب هر يكى تفنگى گشاد داده هدف شمشير و گرز و تبر و تير گرديدند . از آن جماعت آن كه راه گريز يافته بود از آن مهلكه جان به مأمن نجات كشيد و از گرجيان بدمست نيز زمرهاى به تير و تفنگ به بئس المهاد شتافته بقيهء آن گروه همچنان چون بلاى ناگهان مقدمهء سپاه قزلباش را از جاى كنده به صف سپاه رسانيدند . صف اوّل نيز از صدمهء آن حمله بىاستعمال آلات حرب رو به وادى فرار گذاشته قريب به آن رسيد كه چشم زخمى به سپاه منصور راه يابد .
در تضاعف اين حال از اتّفاقات حسنه و تأييد اقبال پادشاه فريدونفال شاهبند خان با سه چهار هزار سوار نامدار آراسته ظلّ وصول بر ساحت آن معركه مبسوط گردانيد . به نويد وصول ذات همايون رايات اقبال آيات ارتفاع داده بر مخالفان تاختن برده سپاه نصرت دستگاه نيز از وصول پادشاه جمجاه دل يافته مراجعت نمودند و به هيئات مجموعى بر كفّار گرج تاختن آورده موراو مردود تاب مقاومت آن حمله از خود و جنود گرج مسلوب يافته پشت بر معركهء رزم آوردند . بدان سرعت كه حمله آورده بودند به اضعاف آن مراجعت نمودند . سپاه منصور قزلباش از عقب چون شيران خشمناك به استعمال سيف و سنان در هر قدمى سبعى را در خاك و خون كشيدند و در هر آنى ثعبانى بر آتش حرب افگندند . همچنان متعاقب به كشش پرداخته در عرض دو سه فرسخ هشت هزار از أبدان آن كافران [ 494 الف ] بدمست به تيغ جهاد قطع نمودند ،
مصرع :
« كه مست بايد از اين عالم خراب گذشتن »
بعد از آن همهگير و دار موراو به عمل خود گرفتار گشته كفران نعمت پادشاه پاك اعتقاد عنانگيرش گرديد و با يكدو زخم منكر و هزار سوار زخمى ، كه از قتل ديگران به ايشان نپرداخته بودند ، از آن مهلكه جان به جنگل كشيدند .
عيسى خان از وصول شاهبند خان به فتح و فيروزى به محامد شكر الهى قيام نمود . امّا نوّاب اميرگونهخان در صدمهء حملهء اوّل آن كافران يكدو زخم منكر يافته بعد از انقضاى مدّتى به جوار رحمت ايزدى پيوست . عيسى خان پس از آن كه مشرف بر مغلوبيّت گشته به تأييد الهى و اقبال پادشاه صفوى به فتح و فيروزى مخصوص گرديده حقيقت معركهء رزم معروض پايهء سرير خلافت گردانيد . پادشاه مؤيّد بدين فتح كه از فتوحات موهبهء پروردگار است استبشار نموده فىالجمله به تلافى مساوى دانستند .
پس از آن باز فرمان لازم الاتباع صادر گرديد كه عيسى خان جمعى از مبارزان نامدار را در زير رايت امير عالىمقدار به قلعهء قراقلخان ارسال گرداند كه تا عبد الغفّار را با