تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 891

مساهمون:

ص٨٩١
طريق سپردن مسرعى نزد طهمورث خان ارسال داشت و آنچه به خاطرش پرداخته و ساخته بود اعلام نموده بر زبان پيغام بگذرانيد كه : « عنان اختيار سپاه قزلباش در قبضهء تدبير و انديشهء اينجانب است و عن‌قريب فوج و فوج و گروه گروه از آن سپاه را به بهانهء نهب اموال و أسر اطفال و عيال گرج به اطراف و جوانب منتشر خواهيم گردانيد . كارسازى آن جماعت متعلّق به اجتهاد و جدّ ايشان است مىبايد كه احدى از آن گروه را به سلامت نسپرند و استيصال سرداران و جمعى كه در اردو متوقّف خواهند بود در عهدهء اين جانب ، امّا هزار سوار [ 491 ب ] از فرسان ازناور به معاونت اين جانب ارسال دارند تا به قوّت حاجت به معاونت ايشان اين كار خطير از پيش رود » . چون فرستادهء وى از نزد طهمورث معاودت فرمود و مواضعهء وى بر نهجى كه اراده‌اش بود متحقّق گرديد ، در آن وقت تفليس محلّ خيام مواكب قزلباش گرديده بود . قرچغاى خان در آن مقام بر حسب سفارش پادشاه گردون غلام با مورا و مردود در طريق نهب اموال و استيصال طهمورث خان ابواب تدبير مفتوح گردانيد و آن كافر متهوّر به نوعى كه در خاطر شومش مخمّر گردانيده بود هريك از آن سرداران را با فوجى از مبارزان قزلباش به جانبى ارسال گردانيد تا اكثرى از جوانان و فارسان نامى آن سپاه را به جوانبى منتشر گردانيد و خود صباحى كه ، بيت :
صبحى كه در آن نداى ماتم * افتاد به چار ركن عالم
هزار سوار ازناور كه به حكم مواضعه در مكمنى بازداشته بود طلب فرمود . چون اثر ايشان به ظهور رسيد بر اسبى گرانمايهء تازىنژاد بر نشست و به جواشن و دروع گرانمايه تن خود را بياراست و سنانى افعى سنان در كف چون سبعى ضارّه با جمعى از آن جماعت چون ذباب و كلاب خشمناك شتابان به جانب قرچغاى خان غريو در گرفت كه اينك سپاه گرج ناگهان كمين آورده . قرچغاى خان سراسيمه و مضطرب از محلّ قرار بيرون آمده خواست كه بر نشيند آن كافر متهوّر سنان را بر وى استوار داده به يك طعن آن سردار باشكوه را از تكاپوى محاربه فارغ گردانيد . همچنان غريوان به طرف منزل يوسف خان متوجّه گرديد . ملازمان و توپچيان وى چون اراده نمودند كه آن سگ مردود را به زخم تفنگ از آن حركت متقاعد گرداند يوسف خان مانع گشته فرمود كه : « اين قسم امرى بىفرمان جهان‌مطاع نمىتواند بود » . و ملازمان را از استعمال آلات حرب بازداشت . چون ارادهء ازلى [ 492 الف ] به قتل آن گروه و تضييع آن سپاه تعلّق گرفته بود ، لاجرم همگنان را به رتبهء شهادت فايز گردانيد . پس از آن ، آن كافران به قتل و نهب اموال اردوى قزلباش پرداخته جمعى كثير به شهادت فايز گشتند و جهات ايشان از مراكب راهوار و
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 891 | ميرزا بيگ جنابدى