تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 878

مساهمون:

ص٨٧٨
خرّم ، اعتماد الدولة غياث بيگ و ديانت خان كاخكى عدم تسليم رجحان داده هفواتى چند در لباس غرور از طريق عقل معروض گردانيد كه : « در ناموس پادشاهى نمىگنجد كه ولايت [ ى ] را كه به ضرب شمشير انتزاع نموده باشند به مجرّد پيغامى از دست بدهند و ديگر بار در روش پادشاهىبخش همه جنسى واقع گشته الّا بخشش و اعطاى ولايات كه متعارف نبوده و در ميانهء پادشاهان به عمل نيامده . اين را حمل گول و عدم عقل خواهند نمود كه به مجرّد پيغامى چنين ولايتى از دست فلان پادشاه بيرون آورديم . به هر حال عدم تسليم اولى مىنمايد » . خلاصه چندان كه دوستان صادق و دولت‌خواهان موافق اضطراب نمودند به جايى نرسيد و ميانهء زينل بيگ و كسانى كه شقّ ثانى اختيار نموده بودند در حضور پادشاه سليم شاه سليم محاورات به جايى منجر گرديد كه از پس جسارت و جرأت در گفتگوى قريب به آن رسيد كه اهانت و خفّت بيش از پيش عايد زينل بيگ گرديد . بالجمله آن جناب رنجيده خاطر از مجلس و ساحت حضور به خروج مبادرت مىنمايد و حقيقت اين مقدّمات بىچون و چند معروض پايهء سرير خلافت مىگرداند . از استماع اين مقدّمات و وقوع اهانت بيش از پيش و خفّت زينل بيگ ، طبيعت با نزهت برگزيدهء سبحانى منزجر گرديده در ساعت انتزاع ولايت قندهار پيشنهاد همّت والانهمت گردانيد و هم در آن اوان به احضار سپاه ستار جاه امر لازم به اطراف ولايات منتشر گشت . در اندك [ 482 ب ] زمان سپاهى رو به درگاه عالميان پناه آوردند كه زمين و زمان از حمل آن به ستوه آمده .

201 جولان نمودن كميت قلم وفا رقم در مضمار تسخير ولايت قندهار به توفيق خالق ليل و نهار و بيان كيفيّت نهضت خاقان جم بارگاه و استيصال جماعتى از سركشان زمين داور .

به مضمون آن كه :
اگر نه به وفق من آيد جواب « 1 » * من و گُرز و ميدان افراسياب
چون عريضهء زينل بيگ بيگدلى در عدم تسليم قندهار معروض ايستادگان ساحت
هامش
( 1 ) -اگر خبر به كام من آيد جواب ( شاهنامه ) .