جلال پادشاه كامگار گرديد و بر رأى ملكآراى پادشاه جهانگشاى نيز اين پرتو انداخت كه پادشاه ممالك هندوستان به سخنان واهى بعضى از اعيان حضرت و اركان دولت خويش مغرور گشته سخنان دوستان صادق و يكجهتان موافق را ، كه در باب تسليم ولايت قندهار معروض مىداشتهاند ، چون حلقهء زينت خارج صماخ گردانيده ابواب وفاق مسدود گردانيده و ايضا ساحت عزّت پادشاه هند بنا بر جرأت و جسارت در محاورات چون كار زينل بيگ قريب به اهانت و خفّت رسيده از ساحت حضور پادشاهى رنجيده به خروج ميل مىنمايد ، بر طبيعت با نزهت پادشاه غيور شاه عبّاس به غايت گران آمده متحمّل اين نخوت نتوانست بود ، لهذا تسخير ولايت قندهار پيشنهاد همّت والاى پادشاه كامگار گشته امر نافذ به اصدار مقرون گرديد كه موازى شصت هزار مرد نامدار از ولايات عراق و خراسان و كرمان و دار المرز گيلان به سردارى نوّاب علىقلى خان شاملو صاحب ديوان و نوّاب عيسى خان شيخاوند قورچىباشى به طرف خراسان نهضت فرموده در ولايت مشهد مقدّس و نيشابور و ترشيز و ديگر ولايات خراسان قشلاق نمايند مقرّر بر آن كه چون رايات صفوى آيات از راه مغارهء طبس گيلكى داخل خراسان گردد سپاه مجتمعه از هرجا متوجّه ظاهر قندهار گرديده و در هيچ مكان توقّف ننمايند ؛ چنانچه هرگاه رايت منصور ظلّ وصول بر ظاهر [ 483 الف ] قندهار اندازد اردوى كيهانپوى نيز در آن مقام از تقبيل سدّهء بارگاه در مراتب خويش افزايند .
مقرّر بر اين امر أعلى نخست علىقلى خان در شهور ثلثون و الف [ 1030 / 1620 ] با سپاه بيكران داخل خراسان گشته در وسط شتا در ولايت نيشابور و سبزوار قشلاق فرمود و پادشاه جهانگشاى از شدّت مشقّت يساق آذربايجان و مكاوحات روميّه استراحت ننموده ، بيت :
نمد زين ز خون يلان تر هنوز * عرقناك اسبان لاغر هنوز
به هنگام بهار كه از اهتزاز نسيم نوبهارى ساحت كوه و هامون از سبزه و رياحين و گونه گونه ازهار رنگين بر مثال أعلى عليين و فردوس برين رنگ و صفا گرفت ، در هر طرف بنات نبات انجمنى و در هر گوشه از رياحين و ازهار چمنى ، شعر :
بنمود خاك لاله رنگين چو روى دوست * بشكست باد طرّهء سنبل چو زلف يار
صحراى سبزپوش شد از لاله آن چنانك * در نيمشب ز عكس كواكب شود بحار
در اين تازه زمان پادشاه جهان از راه مغاره طبس گيلكى با خاصّان و يكجهتان ، كه همهوقت ملازم ركاب ظفر انتساب بودند ، بر سمت خراسان عنان به بارهء خوشخرام سپرده به هنگام نوروز سلطانى در طبس گيلكى نزول اجلال فرمودند . در آن بلدهء نزهت قرين به آداب و رسوم جشن فروردين پرداخته بعد از فراغ از رسوم و آداب نوروز سلطانى بلدهء