مسطور رسانيد خان عالم به عظمت و كوكبهء تمام از دار السّلطنهء هرات عزيمت مشهد مقدّس نمود و چند روزى در آن آستان مقدّس به طاعت و عبادت پرداخته - گرچه معتقدش نبود - سدنهء آن آستان قدسى مكان را به صلات و نذورات على الرسم مبتهج و مسرور گردانيد و شاه نظر خان به دستور انواع خدمات به تقديم رسانيده و به مشايعت وى تا نيشابور مرافقت نمود . همچنين حاكم نيشابور و سبزوار و هريك از فرمانفرمايى كه بر طريق عبور واقع بود انواع خدمات به تقديم رسانيدند تا بلدهء طيّبهء قزوين ، كه در آن وقت بر عزم يورش آذربايجان حركت موكب سپهر مدار بدان بلدهء منتهى گرديده بود ، خان عالم از تلثيم ساحت اقبال خاقان جمنشان در مراتب دارين خويشتن افزوده تحف و هدايايى كه همراه آورده بود بر سبيل پيشكش بگذرانيد آنگاه در بزم خاص به اداى رسالت قيام نموده فراخور آن به نوازشات و عواطف خسروانه سرافراز گرديد . خان عالم چند روزى كه در پايهء سرير عزّت اقامت داشت هر روزه به نوازشى تازه و عاطفتى بىاندازه مفتخر و مباهى مىگرديد تا زمانى كه زمان اقامت منقضى گشت فرمان همايون به نفاذ پيوست كه خان عالم به دارالمؤمنين قم رخت اقامت [ 481 الف ] كشد تا هنگام مراجعت موكب همايون از آذربايجان در آن بلدهء بهشتنشان مقيم باشد .
پس بر حسب فرمان داراى ايران خان عالم به دارالمؤمنين قم مقيم گرديده تا زمانى كه پادشاه كشورگير از رفع فساد روميّه خاطر خطير جمع فرمودند در مرافقت مواكب سپهر مراتب به دار السّلطنهء اصفهان نزول نموده در آن بلده تا مقيم بودند از مخصوصان بزم خاص بوده در هر زمان به نوازشى تازه و عاطفتى بىاندازه بهرهور مىگرديدند تا اين كه هنگام رخصت فرا رسيده خاطر خطير همايون بر آن قرار گرفت كه ايلچى [ اى ] دلير با تمكين و عارف به خدمت و محاورهء ملوك غالبانه و غيورانه به سخنگذارى قيام و گسيل گردد كه حبّ جاه و نوازش پادشاه وى را از جادهء صواب نتواند ربود و در همه جا طرف ولىنعمت خود فرونگذارد و نوعى نمايد كه در ضمن آن كسر نواميس سلطنت مندرج باشد . پس به صفات كذا زينل بيگ بيگدلى را مناسب دانسته تشريف اين عاطفه در قامت قابليّت وى پوشانيد . آنگاه جواب مكاتب و مصادقات آميز فرمانفرماى هند به نوعى كه مناسب دانستند منشيان عطاردنشان مرقوم كلك و داد گردانيدند و از تحف و هداياى مناسب كه از ايران به هند متعارف است كه مىبرند مثل اسبان تازىنژاد و ديباهاى زرنگار و شراب و گلاب فارسى و امثال اين و ديگر تنسوقات مخصوص ايران مصحوب زينل بيگ ارسال داشتند .
در ضمن نامه بر زبان پيغام اعلام فرمودند كه چون همهوقت ولايت قندهار از مضافات ممالك بوده و در تحت تصرّف آبا و اجداد عظام ما و همگى همّت و الا و
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 876
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٨٧٦