تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 874

مساهمون:

ص٨٧٤
بر هر تقدير خليل پاشا ايلچى [ ى ] فرستاده بر نهج مسطور مصالحه قرار دادند . از طرف نوّاب جهانبانى تخته بيگ بن شيخ احمد آقاى مير غضب ، كه بخلاف پدر مردى معقول و صاحب [ 479 ب ] رحم بود ، جهت ايلچىگرى معيّن گرديد كه به مرافقت ايلچى خليل پاشا به ساحت حضور داراى روم وارد گردد و ايفاى قبول مصالحه نمايد . بعد از ارسال سفيران پادشاه جهان عنان دولت به صوب مستقرّ اقبال انعطاف داده كوچ بر كوچ بر سمت فرح‌آباد جنّت بنياد طىّ مراحل و منازل درگرفتند و در آن مقام نزهت فرجام بساط انبساط عيش مدام سپرده به هنگام حرارت هوا و زمان سپرى شدن اعتدال نشو و نما عزم سير اصفهان و وادى زاينده‌رود و چهار باغات و خيابان آن روضهء بهشت‌نشان بر سمند اقبال بىگزند برآمده طىّ آن وادى به سپردن بادهء ناب روحانى و التذاذ لذّات جسمانى به انتها رسانيد . در اصفهان گاهى بر سرير عدالت به غوررسى مظلومان و مكافات ظالمان پرداخته شيوهء نصفت را پيشنهاد همّت اعلى گردانيد و گاهى بر طريق معيّن به گستردن بساط انبساط و تجرّع بادهء عيش و نشاط گذرانيده داد مسرّت و بهجت مىداد . چون هواى تموز به افراط حرارت عيش معاشران را ناخوش مىگردانيد و هواى ييلاقات منزّه گندمان ، كه به عذوبت آب و لطافت هوا غوطهء دمشق ، سغد سمرقند ، مرج شيدان « 1 » و شعب بوان فارس ( 305 ) را دو رخ طرح دادى از صميم ضمير منير مهر تنوير سر زده چون لاله و ريحان سراپردهء امن‌وامان به آن صحارى جنّت‌نشان كشيدند و سواى عيش بادهء ارغوانى و استماع اغانى و التذاذ جسمانى به كارى ديگر نمىپرداختند ، بيت :
در جهان بادهء ناب است و خراش مضمار * تا توانى منه از دست دمى بادهء ناب

200 گفتار در تشريف آوردن ايلچى پادشاه ممالك هندوستان جهت تشييد مبانى ارتباط و اتحاد و فرستادن نوّاب زينل بيگ بيگدلى را به ايلچىگرى خاص از پى رسوخ دادن بناى محبّت و اختلاط .

چون صيت جهانگيرى و مملكت‌دارى و دوست‌نوازى و دشمن گدازى و آداب
هامش
( 1 ) - ف : نهر ابلّه .