بازمىداشت متنفّسى رخت به مأمن نجات نمىكشيد . » قيصر را از اين مروّت با وجود قدرت خصمى به محبّت بدل گشته به صلح راضى گرديد و خليل پاشا واسطهء اين گشته به نوعى كه رقمزدهء كلك بيان مىگردد - ان شاء اللّه تعالى .
199 حلقهء باب مصالحه كوفتن داراى روم و فرستادن ايلچى جهت صلح و رضا دادن نوّاب همايون جهت رفاه حال رعايا و سپاهى و مراجعت نمودن به مستقرّ دولت يعنى به فرحآباد جنّتنشان .
چون داراى روم كرّة أخرى بر تجهيز جيوش كثير و سرداران صايبتدبير اقدام نمود و هر مرتبه به توفيق ايزدى و امداد روح ائمّهء معصومين و كرامت شيخ صفى الدّين به نوعى كه رقمزدهء كلك بيان گرديد مغلوب مطلق گشته شكستهاى فاحش يافتند و سواى تضييع سپاه و طىّ مسافت چندين راه حاصلى نيندوختند بالاخره در اين باب ابواب انديشه بر رخ روزگار خود برگشود و از اركان دولت و اعيان حضرت در اين ماده استكشاف فرمود وزرا و اركان دولت قاطبة معروض داشتند كه : « پادشاه ايران در اين عصر پادشاهيست صاحب اقبال با تدبير ، و الحال دويست هزار سوار نامدار جرّار از مبارزان نامدار و شجعان رستم شعار در ظلّ رايت وى مجتمعند و جمله هوس جان باختن در سر و آرزوى سر به باد دادن در دل . با وجود آن كه قدرت محاربه بر سبيل مصادقه و صفآرايى با سپاه بيكران روم دارد ، اما بنا بر جودت انديشه و تدبير بدان عمل نمىنمايد و بىاستعمال سيف و سنان دمار از روزگار آن سپاه گران برمىآورد و اين قاعده را نصب العين [ 478 ب ] تدبير ساختهاند كه هرگاه سپاه روم متوجّه ديار ايشان مىگردد اگر به حسب كميّت موافق سپاه ايشان است بر حرب مبادرت مىنمايند و با سهل وجوه غالب مىگردند و اگر تجهيز سپاه گران مىنماييم كه اضعاف سپاه ايشان باشد محاربه بر سبيل مقابله وصف آرايى نمىنمايند و از سرحدّ محروسهء خود تا محلّى كه مسافت تقاضا كند جمله طريق و مواضعى كه بر طريق واقع است يا قريب به طريق است باير مطلق مىگردانند و اجناس مأكوله و غير مأكوله از اشياى ضرورى آنچه توانند نقل محالى نمايند كه در تصرّف ايشان است و آنچه از نقل عاجز آيند جمله به آتش بىنيازى