تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 869

مساهمون:

ص٨٦٩
محفوظ مانند و سپاهيان بلا ترتيب و فدوىوار محاربه و كوشش نمايند . سارو خواجه كه فىالجمله وى را در ساحت عزّت مجال گفتگوى بود به مواعظ دلپسند رأى جهان‌آراى را از فعليّت اين تدبير بازداشته به عرض رسانيد كه : « افراز حرم محترم و اين جماعت سبب ضعف و تردّد در محاربهء سپاه مىگردد اولى آن كه احدى از موكب همايون مفارقت جايز ندارند و توكّل بر جانب پروردگار نموده منتظر فرج باشند ؛ چه ، نصرت و فيروزى در كميّت سپاه نيست بلكه از نزد كردگار است ، مصرع :
تا يار كرا خواهد و ميلش به كه باشد »
پس ، بالجمله از تدبير صايب سارو خواجه در آن روز شاه و سپاه را دل بر محاربه قرار گرفته مسرعان متواتر گردانيدند كه دم‌به‌دم از موضع سراب خبر اوضاع محاربه مىرسانيده باشند . چون محقّق گرديد كه مخالفان از تبريز به خروج مبادرت نموده‌اند افادت پناه مولانا محمّد شفيع منجّم ولد مولانا مظفّر منجّم جنابدى را جهت اختيار ساعت جنگ به خدمت نوّاب خانى فرستاد كه در چه ساعت به اصطرلاب تعيين نمايد . چون درجهء ساعت معيّن گردد سپاه را رخصت دهد تا محاربه نمايند و تا ساعت محقق نگردد اگر همهء سپاه مخالف داخل سپاه قزلباش گردد بر حرب اقدام ننمايند ، چه ، منجّمان پايهء سرير خلافت خصوصا مولانا مظفّر استخراج طالع مولود همايون سال به سال مىنمايد و آنچه از احكام سماوى بر وى ظاهر مىگردد به عرض مىرساند و در اين سال جزم نموده كه در ساعت كذا اگر احتياج به محاربه نمايند البته ظفر از جانب سپاه قزلباش خواهد بود و از روى وثوق وثيقه‌اى نوشته در اين باب مرقوم قلم افاده نموده به معتمدان درگاه سپرده بود . و چون نوّاب جهانبانى در احكام طالع مولود جناب مولوى را امتحان نموده اكثر احكام موافق يافته‌اند . بالجمله مولانا محمّد شفيع منجم به موضع كارزار تشريف برده رقم اختصاص اشرف در باب تعيين ساعت و رخصت سپاه به نظر خوانين نامدار درآورده مجموع سپاه در انتظار ساعت بر مركبان تازىنژاد برآمده [ 476 ب ] مستعدّ محاربه ايستاده بلكه رزم را مطلب اعلا و مقصد قصوى مىدانستند . مخالفان بنا بر تدبير فاسد خويش نخست بر عزم شبيخون متوجّه قزلباش گشته چون بر ايشان ظاهر گرديد كه سپاه جمله آگاه و مستعدّ محاربه‌اند فسخ عزيمت شبيخون نموده تا صبح توقّف نمودند . در آن صبح نوّاب امام‌قلى خان يراقى ملوكانه پوشيده خويشتن را به زره و جوشن گرانمايه آراستند و با برادر اعيانى خويش داود خان مرتكب محاربه گرديد . غلامان خاصّهء شريفه را كه در تحت فرمانش بودند موازى ده هزار سوار رستم شعار همگنان بر حرب تحريص نموه ميمنهء خود را بديشان سپرد و ديگر سپاه را كه تجهيز ايشان از ولايت
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 869 | ميرزا بيگ جنابدى