بعد از اندك زمان از اين واقعه قرچغاى خان مقضى المرام از آن سفر مراجعت نموده از تقبيل ساحت عزّت بهرهور گرديد و بر اين قضيّه با كلفت و نشاط هماغوش گشت كلفت بنا بر غفلتى كه در اين باب به عمل آمده كه اگر چنانچه نعوذ باللّه الطاف نامتناهى يزدانى شامل برگزيدهء سبحانى نمىشد عالمى از آن نديم ندامت و حسرت ابدى مىبود ، و نشاط از ممرّ آن كه كرامات ائمّهء معصومين اين قسم بليّه بىگمانى دفع نموده چنان خصمى را به بئس المهاد فرستاد ، بيت :
تو با خداى خود انداز كار و خوشدل باش * كه رحم اگر نكند مدّعى ، خدا بكند
198 گفتار در توجّه سردار روم مرتبهء ديگر با سپاهى گران و وقوع محاربه ميان آن سپاه و نوّاب امامقلى خان و قرچغاى خان به موضع سراب و مغلوب گشتن سپاه روم .
چون به توفيق ايزدى و كرامات دودمان عليّه مكان صفوى اعدام خصمى چون تكلو پاشا به منصّهء ظهور چهره نمود و قضيّهء مغلوب گشتن محمّد پاشا در قلعهء ايروان با تضييع آن سپاه گران و خبر استيلاى قرچغاى خان در سرحدّ ممالك روم بر سبيل تعاقب معروض ساحت بارگاه قيصر گرديد دود نخوت و كلفت به دماغش راه يافته اراده نمود كه به نفس خويش و سپاه بيش از پيش متوجّه [ 474 ب ] استخلاص آذربايجان گردد . همهوقت بر سست رأيى محمد پاشا اعتراض مىنموده كه : « قلعهء ايروان محاصره كردن و مدّتى مديد اوقات صرف نمودن و چندين سپاه به قتل ضايع كردن و بالاخره مغلوب گشتن بسيار از عقل دور و از روش سردارى به غايت مهجور بوده » و چنين استماع افتاد كه بنابراين بر سياست محمد پاشا اقدام نموده بود بعد از آن كه اين تقصير بر وى لازم گردانيده . ( 304 )
بر هر تقدير بنا بر تدبير و رأى وزرا و اعيان و اركان دولت و اعيان حضرت خويش توجّه خود به نفس نفيس به طرف آذربايجان بر طرف نموده خليل پاشاى سردار عسكر افرنج را ، كه همهوقت در آن سرحدّ با سپاه افرنج كوشش نموده و در اكثر اوقات از روى عقل و تدبير بر سپاه افرنج غالب گشته و در آن سرحدّ مغلوبيت نديده ، وى را به جاى خود دانست و تجهيز جيشى گران نموده همهء مبارزان كار ديده و پيكار آزمودهء شام و