چون به ديدن تكلو پاشا مبادرت نمود در حين ملاقات از دير آمدن وى غضب بر تكلو پاشا مستولى گرديده در بادى النظر [ 473 ب ] زبان به سفاهت و شتم وى گشوده از درآمدن وى عتاب و خطاب بسيار آغاز نموده به سخنان نالايق وى را برنجانيد . آن جوان [ كه ] خود را در استعداد و استظهار كم از وى نمىدانست در معرض جواب آمده اندك اندك از مكالمهء خشونتآميز كار به مقاتله و مجادله كشيد ؛ چه ، تكلو پاشا از روى عدّه و استظهار سپاه تفوّق حكومت و اميرالامرايى كردستان بودن به اخذ و سياست وى امر فرمود . وى نيز بنا بر آن كه محكوم كسى نبوده و از كسى عنف و تعدّى نكشيده [ بود ] و فرمان وى بر پنجاه هزار خانهء كرد جارى است كه نه در فرمان قيصرند و نه تابع امر پادشاه ايران ، وى نيز متحمّل اين حكم نتوانست بود .
از اقبال پادشاه صاحب اقبال بنا بر امرى كه مقرّبان بارگاه صمدى بر لسان مناجات از قاضى الحاجات مسئلت مىنمايند كه : اللّهم اشغل الظالمين بالظالمين ميانهء اكراد و روميّهء حرب در پيوست و در همان مجلس تكلو پاشا به زخم خنجر آبدار ولد امير زكريا به بئس المهاد شتافت . بعد از آن اكراد روميّه دست به سيف و سنان برده در مدّت قليل بسيارى عرضهء تيغ و تيز گرديدند و به اقبال نامدار پادشاه كامگار شكست به روميّه افتاده جهات ايشان غنيمت اكراد گرديد . ولد امير زكريا نيز از زخم تكلو پاشا بعد از انقضاى مدّت قليل از حليهء حيات عارى گرديد .
اين واقعه در شهور سنهء ثمان و عشرون و الف [ 1028 / 1618 ] در چمن خوى به وقوع انجاميد . معاندان كور باطن در اين قضيه اگر ديدهء اعتبار برگشايند بر ايشان ظاهر گردد كه كار اين پادشاه مؤيّد من عند اللّه از دايرهء اختيار خلق بيرون است و نظر احسان و عواطف نامتناهى سبحانى به اين دودمان صفوى مكان نه در آن مرتبه است كه در آن كنج شكّ و ريب باشد . در اين عاطفت الهى سواى نظر مرحمت ائمّهء معصومين و كرامت شيخ صفى الدّين - قدّس سرّه - امر ديگرى نتواند بود . شعر :
خدايا تو اين شاه درويش دوست * كه آسايش خلق در ظلّ اوست
[ 474 الف ] ز احسان خود عمر و صحّت دهش * سر دشمنان ساز خاك رهش
و هم در آن ايّام بعد از وقوع اين واقعهء غريبه به اندك منهيان آذربايجان وقوع اين واقعه را معروض پايهء سرير ابّهت گردانيدند . پادشاه زمان بعد از استماع اين واقعهء غريبه ، كه از قبيل خرق عادات است ، به الطاف نامتناهى ايزدى واثق و اميدوار گشته صلات و صدقات به مستحقان رسانيد و مطاياى آمال طلبهء علم و عجزه و مساكين و ايتام و ارامله را از بار انعام گران ساخته سجدات شكر به تقديم رسانيد .