زندگى ترجيح مىدادند ، روزگار گذرانيده از چنگ سپاهيان قزلباش نجات يافتند . [ 471 ب ]
استماع افتاد كه در وقتى كه قزلباش به تعاقب روميّه مىكوشيدهاند عرضهاى به دست يكى از قزلباش افتاده كه محمد پاشا به خدمت قيصر نوشته مشتمل بر كيفيّت ورود سپاه روم به حوالى قلعهء ايروان و چگونگى محاربه و قلعهدارى خراسانيان و عدد سپاه روم در حين نزول در ظاهر قلعه و باز عدد ايشان به هنگام مراجعت و عرض سپاه در آن عرضه بود كه مواز پنجاه هزار نفس در ظاهر قلعهء ايروان طعمهء نهنگ آجال گرديده بودند و اين قضيّه باعث آن گشته بود كه تلفشدگان سپاه قزلباش را نيز بدانند و چون در عدد و تعداد آمده از جميع طوايف كه در موكب همايون در آن يورش مرافق بودهاند از حدّ عشرات به مرتبهء مآت تجاوز ننموده .
القصّه ، اموال بيكران و اجناس فراوان از نقود احمر و ابيض و اسبان راهوار و استران برقرفتار و شتران كوه كوهان و فروش و خيام قيمتى آن مقدار نصيب غازيان گرديد كه محاسبان از تعداد آن به عجز و قصور اعتراف نمودند ، شعر :
للّه الحمد كه از دولت شاه صفوى * همه در امن و امانند مُحبّان على
عَلَم و آيت آثار يزيدى منكوس * رفته بر عرش برين طنطنهء مرتضوى
197 معاودت فرمودن رايات صفوى آيات از قلعهء ايروان و ارسال داشتن قرچغاى خان را به تعاقب سپاه روم و اراده نمودن تكلو پاشا والى وان كه به عزم شبيخون بر سر اردوى همايون تاختن آوردن و به اقبال پادشاه صفوى به قتل رسيدن وى به دست ولد امير زكرياى كرد .
پادشاه پادشاهىبخش - جلّ جلاله و عمّ نواله - صاحب اقبالى را كه به منطوق
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ [ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ ] مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
« 1 » از ميان طوايف امم بر معارج سرورى عروج فرمايد هر چند اقتدار معاندان و ضدّان مشرف بر اذيّت و نكايت وى گردند از آن ممرّ غبارى بر مرآت اقبال بلند ننشيند و واهب بىمنّت قامت قابليّت ذى
هامش
( 1 ) - آل عمران / آيهء 26 .