عقيدت كه اگر در صدمهء اوّل اهل قلعه عاجز آيند فبها و الّا در مرتبه دويّم و سيّوم به اعتقاد ايشان از ستيز و آويز عاجز و مستأصل خواهند گرديد . بدين ترتيب خاطر قرار داده توپچىباشى را طلب فرمود كه توپهاى عظيم بر حوالات قلعه نصب فرموده به صدمات توپ قيامت آشوب [ 470 الف ] ديوار و فصيل قلعه با زمين مساوى گردانند و حفرهء خندق را از خاك و خس و خاشاك و اجساد ميّتهء حيوانات انباشته نوعى نمايند كه بر آن عبور به آسانى دست دهد .
توپچىباشى به حسب فرمان بدان كار عمل نموده با توپچيان وينگچريان به حوالى قلعه اقامت ورزيده نخست به رمى توپ مرتبه به مرتبه از سر فصيل و باره منحط مىگردانيدند تا از تواتر صدمات توپ قيامت آشوب يك حدّ قلعه به زمين مساوى گرديد ، امّا چندان كه جدار قلعه را منحط مىگردانيدند احمد سلطان و مير فتاح و ديگر سرداران از داخل گليمها و قاليها بر صفت جوال دوخته از خاك انباشته جدارى نو احداث مىنمودند و باز به صدمهء توپ منحط مىساختند . تا سه روز كار بدين منوال متمادى بود . روز سيّوم كه ، بيت :
ز تخت شاه خاور چون سيُم روز * مشرّف گشت اين كاخ دلافروز
اهل قلعه از احداث ديوار عاجز آمده صدمات توپ غالب آمد . بر طريق معهود نود هزار كس از جنود روم قتل بر خاطر قرار داده نخست سى هزار كس با تيغ و سنان و ديگر آلات حرب روى به تسخير قلعه آوردند . توپچيان محصور تيز دست آتش دادن به كارى ديگر نمىپرداختند و هر مرتبه موازى ده هزار تفنگ صداى
[ إِذا ] زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها
« 1 » در كون و مكان انداخته جوف آسمان را پر از دخان مىساختند . الحق در آن روز كارى از ايشان صادر گرديد كه بهرام خونين در اين نيلىحصار لحظهاى از حيرت و ستايش ايشان نمىآسود . تا آن كه مخالفان را از بسيارى كوشش مراجعت نموده بسيارى از آن خون گرفتگان كشته و نيممرده بر خاك بوار غلطانيدند . هنوز لحظهاى از اين ستيز و آويز فراغت نيافته سى هزار مرد ديگر تازه زور روى [ 470 ب ] به يورش آوردند . در اين مرتبه نيز به امداد دست ولايت و اقبال پادشاه صاحب اقبال به طريق اوّل مخالفان را به زخم تفنگ و رمى خمبره اكثر را به بئس المهاد فرستادند و بقيه السيف مجروح ، نه مرده و نه زنده ، مراجعت نمودند و هنوز آلات خود از خون مخالفان تطهير نداده سى هزار كس تازه زور ديگر روى به تصرّف و تسخير قلعه آوردند . در اين مرتبه باز به طريق دلاوران قلعه آسودگى نوبر نكرده چون شيران خشمناك ، كه به صيد گوزن و نخجير يازند ، نخست به آتش دادن تفنگ بر آن كوه انبوه پرداختند . بعد از آن حملات متواتر برده كار به
هامش
( 1 ) - زلزال / آيهء يكم .